پدیدارشناسی «مقاومت روزمره» در کلاس درس: مطالعه ای در باب عاملیت پنهان معلمان در مواجهه با برنامه ی درسی متمرکز
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RVCONF06_2305
تاریخ نمایه سازی: 5 تیر 1405
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش، کاوش در تجارب زیسته معلمان از «مقاومت روزمره» در مواجهه با برنامه ی درسی متمرکز و واکاوی عاملیت پنهان آن ها در کلاس درس است. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی (بر اساس رویکرد کلایزی) می باشد. جامعه پژوهش، معلمان باتجربه دوره های ابتدایی و متوسطه در شهر تهران بودند که با روش نمونه گیری هدفمند و با معیار «دارا بودن حداقل ۱۵ سال سابقه تدریس در نظام آموزشی متمرکز»، ۱۲ نفر انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که مقاومت روزمره معلمان، در چهار مضمون اصلی تجلی می یابد: «مقاومت خلاقانه» (تغییر غیررسمی محتوای درسی)، «مقاومت تدافعی» (کاهش زمان تدریس محتوای اجباری)، «مقاومت پنهان» (اجرای سطحی برنامه و تاکید بر فعالیت های جایگزین) و «مقاومت همبسته» (همکاری پنهان با سایر معلمان برای تغییر برنامه). مهم ترین عامل شکل گیری این مقاومت ها، «شکاف میان برنامه ی درسی نوشته شده و نیازهای واقعی دانش آموزان» و «کاهش خودمختاری حرفه ای معلمان» در نظام متمرکز است (برنا خواجه و همکاران، ۱۴۰۱؛ یادگارزاده و همکاران، ۱۴۰۳). همچنین، مقاومت معلمان، نه یک کنش منفی و تخریبی، بلکه شکلی از «عاملیت پنهان» است که از «تعهد حرفه ای» و «مسئولیت اخلاقی» آن ها در قبال دانش آموزان نشات می گیرد (Priestley et al., ۲۰۱۵). مقاله نتیجه می گیرد که مقاومت روزمره معلمان در نظام های آموزشی متمرکز، پدیده ای اجتناب ناپذیر و در عین حال، خلاقانه است که می تواند به عنوان منبعی برای بهبود برنامه ی درسی و افزایش کیفیت آموزش، مورد توجه سیاست گذاران قرار گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
لیلی سیفی
دبیر آموزش و پرورش
معصومه شایگی زارع
دبیر آموزش و پرورش