بررسی سازوکارهای سرکوب نظام مند مخالفان در ساواک و تحلیل پیامدهای آن بر شکل گیری جامعه انقلابی ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 101
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_778
تاریخ نمایه سازی: 5 تیر 1405
چکیده مقاله:
پژوهش حاضر با هدف بررسی سازوکارهای سرکوب نظام مند مخالفان در سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) و تحلیل پیامدهای آن بر شکل گیری جامعه انقلابی ایران در سال های منتهی به انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ انجام شده است. ساواک به عنوان اصلی ترین نهاد امنیتی-اطلاعاتی رژیم پهلوی دوم، نقشی محوری و تعیین کننده در طراحی و اجرای سیاست های سرکوب نظام مند مخالفان سیاسی، مذهبی و اجتماعی ایفا می کرد. این پژوهش با رویکرد کیفی و با بهره گیری از روش تحلیل تاریخی-توصیفی و تحلیل محتوای اسناد و مدارک تاریخی صورت پذیرفته است. جامعه تحلیلی پژوهش شامل اسناد منتشرشده ساواک، گزارش های رسمی و محرمانه، خاطرات و روایت های زندانیان سیاسی، متون تاریخ شفاهی، روزنامه ها و نشریات دوره پهلوی دوم (۱۳۳۵-۱۳۵۷)، اسناد دیپلماتیک و گزارش های سازمان های بین المللی حقوق بشر از وضعیت ایران، و منابع تاریخ نگاری تحلیلی درباره انقلاب اسلامی است. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و تحلیل گفتمان انتقادی مورد واکاوی قرار گرفته اند. یافته های پژوهش به شناسایی و تحلیل شش سازوکار اصلی سرکوب نظام مند در ساواک منجر گردید: «نظارت و مراقبت فراگیر» از طریق شبکه گسترده informers (خبرچین ها) و منابع نفوذی در تمامی لایه های جامعه شامل دانشگاه ها، حوزه های علمیه، بازار، احزاب، مطبوعات، ادارات دولتی و حتی خانواده های مظنونین، «بازداشت های خودسرانه و حبس های طولانی مدت» بدون محاکمه عادلانه و دسترسی به وکیل که هزاران نفر را روانه زندان های مخوف کمیته مشترک ضدخرابکاری، اوین و قزل حصار کرد، «شکنجه های سیستماتیک جسمی و روانی» شامل شوک الکتریکی، سوزاندن با سیگار، شکستن استخوان ها، کتک کاری با کابل و باتوم، محرومیت از خواب، بازجویی های طولانی مدت، تهدید خانواده، شکنجه در برابر اعضای خانواده، حبس در سلول های انفرادی تاریک و کوچک، و اعدام های فراقانونی که به ابزاری برای ایجاد رعب و وحشت عمومی تبدیل شده بود، «سانسور و کنترل اطلاعات» از طریق نظارت بر مطبوعات، کتاب ها، رادیو و تلویزیون، دانشگاه ها و هرگونه ارتباطات عمومی، «سرکوب تشکیلاتی» از طریق نفوذ در گروه های سیاسی، دستگیری رهبران، انحلال و ممنوع الفعالیتی احزاب و تشکل های مستقل، و «ایجاد فضای رعب و وحشت روانی» از طریق نمایش قدرت، اعدام های علنی، شایعه پراکنی هدفمند و ناپدیدسازی مخالفان. تحلیل پیامدهای این سازوکارها نشان داد که سیاست های سرکوب ساواک، بر خلاف هدف اعلام شده آن یعنی «حفظ امنیت و ثبات رژیم»، به طور پارادوکسیکالی به نتایج معکوسی انجامید و به جای تضعیف مخالفان، به تقویت روحیه مقاومت، انسجام و همبستگی میان نیروهای اپوزیسیون، گسترش فرهنگ شهادت و مظلومیت، افزایش انزجار عمومی از رژیم، تضعیف مشروعیت داخلی و بین المللی حکومت پهلوی، ایجاد شکاف عمیق میان دولت و ملت، و نهایتا شکل گیری و بلوغ جامعه انقلابی ایران منجر شد. این پژوهش نشان می دهد که سرکوب سیستماتیک بدون اصلاحات ساختاری و مشارکت سیاسی واقعی، نه تنها مانع از انقلاب نشد، بلکه به یکی از مهم ترین عوامل شتاب دهنده آن تبدیل گردید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پروانه اسکندری گندمانی
کارشناسی ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی
فاطمه السادات جزایری
کارشناسی ارشد تاریخ ایران دوره اسلامی