نقش تعدیل گر خودپنداره تحصیلی در رابطه بین سبک های دلبستگی به والدین و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_740

تاریخ نمایه سازی: 5 تیر 1405

چکیده مقاله:

تاب آوری تحصیلی به عنوان ظرفیت دانش آموزان برای موفقیت در مدرسه علی رغم وجود عوامل استرس زای تحصیلی و محیطی، یکی از مهمترین شاخص های سلامت روان در محیط های آموزشی محسوب میشود. در سالهای اخیر، شناسایی عوامل پیشبین و همچنین متغیرهایی که میتوانند شدت این پیش بینی ها را تغییر دهند، به دغدغه اصلی متخصصان روانشناسی تربیتی تبدیل شده است. در این میان، نظریه دلبستگی بالبی نشان میدهد که کیفیت رابطه عاطفی کودک با والدین، الگوهای درونی او را برای مواجهه با چالشهای بیرونی شکل میدهد. با این حال، پژوهشهای پیشین عمدتا به رابطه مستقیم دلبستگی و تابآوری پرداختهاند و کمتر به متغیرهای واسطه ای یا تعدیل گری توجه شده است که میتوانند این رابطه را تشدید یا تضعیف کنند. خودپنداره تحصیلی، به عنوان مجموعه باورهای فرد نسبت به تواناییهای خود در یادگیری و حل مسائل درسی، یکی از نامزدهای مهم برای ایفای نقش تعدیلگر در این رابطه است. از آنجا که دانش آموزان با خودپنداره بالا، شکست ها را موقتی و قابل جبران میدانند، احتمالا آسیب پذیری ناشی از دلبستگی ناایمن را بهتر مدیریت میکنند. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تعدیلگر خودپنداره تحصیلی در رابطه بین سبک های دلبستگی به والدین (ایمن، اضطرابی و اجتنابی) و تاب آوری تحصیلی دانش آموزان دبیرستانی انجام شد تا بتواند روزنه ای جدید برای مداخلات پیشگیرانه در مدارس بگشاید.این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از حیث روش گردآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری خوشهای چندمرحلهای، تعداد ۳۸۴ نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از سه ابزار استاندارد استفاده گردید: پرسشنامه سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازن و شیور، ۱۹۸۷) با سه خرده مقیاس ایمن، اضطرابی و اجتنابی، پرسشنامه خودپنداره تحصیلی (یسن-چن، ۲۰۰۴) با ضریب پایایی ۰.۸۷ و پرسشنامه تابآوری تحصیلی (ساموئلز، ۲۰۰۴) با ضریب پایایی ۰.۸۴. روایی صوری و محتوایی ابزارها توسط پنج نفر از اساتید روانشناسی تایید گردید. دادههای جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ و از طریق آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی به روش بارون و کنی برای بررسی اثرات تعدیلگری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. پیش از انجام تحلیلهای اصلی، مفروضههای نرمال بودن توزیع دادهها (با آزمون کولموگروف-اسمیرنوف)، همخطی (با شاخص VIF) و استقلال خطاها (با آزمون دوربین-واتسون) مورد بررسی و تایید قرار گرفتند.نتایج حاصل از ضرایب همبستگی نشان داد که بین سبک دلبستگی ایمن به والدین با تابآوری تحصیلی، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰.۴۵=r و ۰.۰۱>P)؛ در حالی که بین سبک دلبستگی اضطرابی (۰.۳۸-=r و ۰.۰۱>P) و سبک دلبستگی اجتنابی (۰.۳۱-=r و ۰.۰۱>P) با تابآوری تحصیلی، رابطه منفی و معنادار به دست آمد. در گام بعدی و برای آزمون اثر تعدیلگری، ابتدا متغیرهای پیشبین (سبکهای دلبستگی) و متغیر تعدیلگر (خودپنداره تحصیلی) مرکزیت شدند تا از مشکل چندهمخطی جلوگیری شود. سپس حاصلضرب این متغیرها به عنوان عبارت تعامل در معادله رگرسیون وارد گردید. یافته های رگرسیون سلسله مراتبی آشکار ساخت که اثر تعامل خودپنداره تحصیلی با سبک دلبستگی اضطرابی بر تاب آوری تحصیلی در سطح ۰.۰۵>P معنادار است (بتا = ۰.۱۸- و ۰.۰۲۳=P)؛ به این معنا که خودپنداره تحصیلی توانست رابطه بین دلبستگی اضطرابی و تابآوری را تعدیل کند. بررسی دقیق تر این تعامل نشان داد که در دانش آموزانی که خودپنداره تحصیلی بالایی داشتند، شیب منفی رابطه بین دلبستگی اضطرابی و تابآوری به طور قابل توجهی کاهش یافت (یعنی اثر مخرب دلبستگی اضطرابی کمتر بود)، در حالی که در دانش آموزان با خودپنداره پایین، این رابطه منفی همچنان شدید باقی ماند. در مقابل، اثرات تعاملی خودپنداره تحصیلی با سبک دلبستگی ایمن (۰.۳۵=P) و با سبک دلبستگی اجتنابی (۰.۴۲=P) بر تابآوری تحصیلی از لحاظ آماری معنادار نبود و نتوانست نقش تعدیلگری خود را نشان دهد.بر اساس یافته های این مطالعه، میتوان گفت که خودپنداره تحصیلی به عنوان یک عامل محافظتی قوی، به ویژه در برابر پیامدهای منفی ناشی از دلبستگی اضطرابی به والدین عمل میکند و میتواند بخشی از آسیبپذیری تحصیلی این گروه از دانش آموزان را جبران نماید. این یافته نوآورانه، تلویحات عملی مهمی برای متخصصان حوزه تعلیم و تربیت دارد. پیشنهاد میشود که در برنامه های مداخله ای مبتنی بر مدرسه، به جای تمرکز صرف بر اصلاح روابط والد-فرزندی (که زمانبر و پیچیده است)، بر تقویت باورهای خودکارآمدی و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان از طریق آموزش راهبردهای یادگیری خودتنظیم و ارائه بازخوردهای مثبت تاکید شود. همچنین، لزوم برگزاری کارگاه های آموزشی برای معلمان به منظور شناسایی دانش آموزان با دلبستگی اضطرابی و تقویت مولفه های خودپنداره در آنها، از دیگر پیشنهادات کاربردی این پژوهش محسوب میشود. با این حال، محدودیت هایی از جمله عدم تعمیم پذیری نتایج به دانش آموزان دختر و استفاده از روش خودگزارشی در گردآوری داده ها وجود دارد که انجام پژوهشهای آینده با روشهای طولی و نمونه های متنوع تر را ضروری میسازد.

نویسندگان

رمضان مهرانی

کارشناسی ارشد زبان وادبیات فارسی

ام البنین ایزدی پور

کارشناسی جغرافیای روستایی

پریا رشیدی

کارشناسی ارشد حسابداری

علی حسن زهی

کارشناسی زبان انگلیسی