تبیین رابطه میان تفکر خلاق، تفکر انتقادی و موفقیت تحصیلی در دانش آموزان دوره های مختلف آموزشی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 62
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
COESEFOI01_512
تاریخ نمایه سازی: 5 تیر 1405
چکیده مقاله:
هوش هیجانی به عنوان توانایی شناخت، تنظیم و بهره گیری سازنده از هیجانات، زمینه ساز شکل گیری تفکر خلاق و واگرا معرفی می شود؛ زیرا دانش آموزی که می تواند اضطراب، ترس از قضاوت و نگرانی از شکست را مدیریت کند، با آزادی ذهنی بیشتری وارد فرآیند ایده پردازی می شود. تفکر واگرا نیز از طریق ایجاد فرصت برای بیان ایده های متنوع، مشارکت گروهی، پذیرش دیدگاه های متفاوت و تجربه موفقیت در فعالیت های خلاقانه، به تقویت اعتمادبه نفس، همدلی و مهارت های ارتباطی کمک می کند. میان هوش هیجانی و تفکر واگرا رابطه ای دوسویه و هم افزا برقرار است که در صورت توجه نظام آموزشی به آن، می تواند به رشد همه جانبه دانش آموزان منجر شود و یادگیری را از سطح دریافت منفعلانه اطلاعات به سطح تولید فعال معنا و راه حل ارتقا دهد. در مقابل، در بسیاری از ساختارهای آموزشی سنتی، از جمله بخشی از تجربه آموزشی ایران، همچنان تاکید بر پاسخ واحد، آزمون های استاندارد و انتقال یک سویه محتوا مشاهده می شود؛ امری که می تواند مانع رشد خلاقیت، تفکر انتقادی و استقلال ذهنی شود. همچنین متن به موانع ساختاری رشد خلاقیت، مانند تمرکزگرایی برنامه درسی، کمبود امکانات، فرهنگ مدرسه ای مبتنی بر ترس از خطا و ارزشیابی های حافظه محور اشاره می کند و ضرورت اصلاح این موانع را برای ایجاد مدرسه ای خلاق، منعطف و یادگیرنده برجسته می سازد. آموزش اثربخش در جهان امروز باید هم زمان به ابعاد شناختی، هیجانی، اجتماعی و فناورانه رشد دانش آموز توجه کند. پرورش تفکر واگرا، تفکر انتقادی، تفکر انتزاعی، هوش هیجانی و استقلال یادگیری، تنها از طریق تغییر محتوای کتاب های درسی محقق نمی شود، بلکه نیازمند بازنگری در شیوه های تدریس، ارزشیابی، فرهنگ مدرسه، نقش معلم، طراحی محیط یادگیری و بهره گیری هوشمندانه از فناوری های نوین است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم ابریشمی
نویسنده اول
پریسا ابراهیمی
نویسنده دوم
عفت پردلی
نویسنده سوم
سیده زهرا استوار نامقی
نویسنده چهارم