نقش معلم در ایجاد محیط یادگیری انگیزشی برای دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 36

فایل این مقاله در 29 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_496

تاریخ نمایه سازی: 5 تیر 1405

چکیده مقاله:

یادگیری در دوره ابتدایی، بیش از آنکه صرفا فرایندی شناختی باشد، تجربه ای عاطفی، اجتماعی و انگیزشی است. دانش آموزان این دوره در مرحله ای از رشد قرار دارند که کیفیت ارتباط آنان با معلم، نحوه سازمان دهی کلاس، نوع بازخوردها، فرصت های مشارکت، احساس امنیت روانی و میزان معنا داری فعالیت های آموزشی، تاثیر مستقیمی بر نگرش آنان به مدرسه، اشتیاق به یادگیری و پایداری در انجام تکالیف دارد. از این رو، معلم در مدرسه ابتدایی تنها انتقال دهنده محتوا نیست، بلکه کنشگری تربیتی است که می تواند از طریق خلق فضایی حمایت گر، ساختارمند، مشارکت محور و احترام آمیز، زمینه شکل گیری انگیزش تحصیلی را در دانش آموزان فراهم سازد. هدف پژوهش حاضر، تبیین نقش معلم در ایجاد محیط یادگیری انگیزشی برای دانش آموزان ابتدایی و شناسایی مولفه هایی است که در این فرایند بیشترین اثر را بر کیفیت درگیری تحصیلی، احساس شایستگی، خودکارآمدی، تعلق به مدرسه و علاقه به یادگیری دارند.این مقاله با روش مروری تحلیلی و با اتکا به پژوهش های داخلی و خارجی منتشرشده در پنج سال اخیر، به بررسی ابعاد گوناگون محیط یادگیری انگیزشی در کلاس های درس ابتدایی می پردازد. یافته های مطالعات نشان می دهد که حمایت معلم از نیازهای روان شناختی دانش آموزان، به ویژه نیاز به خودمختاری، شایستگی و تعلق، از مهم ترین پیش بین های انگیزش درونی و مشارکت تحصیلی است (Patall et al., ۲۰۲۴؛ Reeve & Cheon, ۲۰۲۴). همچنین، معلمانی که از راهبردهای یاددهی فعال، بازخورد سازنده، انتظارات روشن، گفت وگوی دوسویه و روابط عاطفی مثبت استفاده می کنند، بیش از سایرین قادرند فضای کلاس را به محیطی یادگیرنده، امن و برانگیزاننده تبدیل کنند. در مقابل، سلطه گری آموزشی، مقایسه های منفی، ارزشیابی تنش زا و نادیده گرفتن تفاوت های فردی، از عوامل تضعیف کننده انگیزش در دانش آموزان ابتدایی به شمار می روند.نتایج این مقاله نشان می دهد که ایجاد محیط یادگیری انگیزشی، یک اقدام اتفاقی یا صرفا وابسته به ویژگی های شخصیتی معلم نیست، بلکه مستلزم ترکیبی از دانش تربیتی، مهارت های ارتباطی، درک روان شناختی از نیازهای کودکان و توانایی طراحی موقعیت های یادگیری معنادار است. بر این اساس، پیشنهاد می شود در برنامه های تربیت معلم، آموزش های مرتبط با حمایت انگیزشی، مدیریت کلاس مبتنی بر تعامل، و طراحی فعالیت های یادگیری فعال بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. همچنین مدرسه و نظام آموزشی باید شرایطی فراهم آورند که معلمان بتوانند با فراغ بال، خلاقیت حرفه ای و حمایت سازمانی، کلاس درس را به محیطی انگیزه بخش و رشددهنده برای همه دانش آموزان تبدیل کنند.

نویسندگان

عاطفه غلامی

نویسنده اول

زهرا قاسمی

نویسنده دوم