نقش انگیزش معلم در به کارگیری و بهبود روش های نوین تدریس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFERWAN01_233
تاریخ نمایه سازی: 3 تیر 1405
چکیده مقاله:
انگیزش یکی از پیچیده ترین و حیاتی ترین متغیرهای روان شناختی و سازمانی در محیط های آموزشی است که نقش تعیین کننده ای در جهت دهی به رفتار انسان ایفا می کند. در تعریف دقیق تر، انگیزش به مجموعه ای از فرآیندهای درونی-از جمله نیازها، فرآیندهای شناختی، هیجانات و ادراکات فردی- و همچنین محرک های بیرونی اطلاق می شود که به رفتار انسان نیرو، جهت و تداوم می بخشند. در نظام های آموزشی، این مفهوم از حالت عمومی خارج شده و با عنوان «انگیزش شغلی» در حوزه مدیریت آموزشی، مستقیما با کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری پیوند می خورد. ارتباط میان انگیزش و عملکرد آموزشی را می توان به صورت یک زنجیره متوالی در نظر گرفت: انگیزش شغلی معلمان، توانمندی های حرفه ای و ظرفیت های شناختی آنان را تقویت کرده و در نتیجه، منجر به ارتقای کیفیت تدریس و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان می گردد. معلمان انگیزه مند، برخلاف معلمان صرفا وظیفه گرا، دارای اشتیاق برای نوآوری در روش های تدریس، توانایی بالاتر در مدیریت کلاس و مهارت بیشتری در جلب مشارکت فعال دانش آموزان هستند. از این رو، عملکرد تدریس معلم به عنوان اصلی ترین عامل تاثیرگذار بر خروجی های سیستم آموزشی، همواره در گرو حفظ و تقویت سطح انگیزش اوست. این مطالعه با هدف پر کردن شکاف موجود میان نیاز به کیفیت تدریس و چالش های انگیزشی معلمان انجام شده است. روش تحقیق بصورت تحلیلی توصیفی می باشد. نتایج گویای آن است که واقعیت های موجود در محیط های آموزشی نشان می دهد که میان «اهمیت عملکرد تدریس» و «واقعیت های انگیزشی معلمان» شکاف عمیقی وجود دارد. در بسیاری از سیستم های آموزشی، علی رغم تاکید بر کیفیت آموزش، عوامل زیرساختی که انگیزه معلمان را تغذیه می کنند، اغلب مورد غفلت قرار می گیرند. چالش هایی همچون فشارهای کاری فزاینده، کمبود منابع آموزشی، ساختارهای خشک سازمانی و عدم برخورداری از حمایت های حرفه ای و معنوی، از جمله موانع اصلی هستند که می توانند انگیزه درونی معلمان را تحلیل برده و عملکرد آنان را به شدت تضعیف کنند. بر این اساس، درک دقیق عوامل اثرگذار بر انگیزش، تنها یک ضرورت تئوریک نیست، بلکه یک نیاز عملیاتی برای مدیران آموزشی است. می توان با کارهای بسیار ساده ای انگیزه معلمان را افزایش داد. هرچقدر انگیزه یک معلم برای تدریس بیشتر باشد، به همان نسبت بازدهی کلاس افزایش پیدا می کند. بنابراین باید نسبت به این موضوع مهم توجه کافی را در نظر گرفت. پژوهش حاضر با نگاهی به تعامل میان متغیرهایی نظیر «جو سازمانی» و «شادکامی شغلی»، به دنبال تبیین این مسئله است که چگونه محیط های آموزشی می توانند با مدیریت صحیح این متغیرها، انگیزش معلمان را بازسازی کرده و از طریق تقویت عملکرد تدریس، به ارتقای سطح کیفیت یادگیری در دانش آموزان دست یابند.
نویسندگان
علیرضا شائمی
معاون آموزشی مدرسه نهضت اسلامی بیستجان، زاینده رود، زرین شهر، اصفهان