بررسی نقش انگلستان در استقلال عراق
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFTRA02_548
تاریخ نمایه سازی: 2 تیر 1405
چکیده مقاله:
تاریخ معاصر عراق به عنوان یکی از مهم ترین کشورهای خاورمیانه، به شدت تحت تاثیر سیاست ها و مداخلات قدرت های خارجی، به ویژه بریتانیا، قرار داشته است. عراق کنونی پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول شکل گرفت و از همان آغاز، فرآیند تاسیس دولت جدید، تعیین مرزهای سیاسی و شکل گیری نهادهای حکومتی آن با نقش آفرینی مستقیم قدرت های استعماری همراه بود. در این میان، انگلستان به عنوان یکی از پیروزان جنگ جهانی اول و مهم ترین قدرت خارجی حاضر در منطقه، نقشی اساسی در تحولات سیاسی عراق ایفا کرد؛ نقشی که از اشغال نظامی سرزمین های عراق آغاز شد و تا شکل گیری دولت مستقل عراق و حتی سال ها پس از استقلال رسمی آن ادامه یافت. در آغاز قرن بیستم، منطقه بین النهرین که بعدها عراق نام گرفت، بخشی از امپراتوری عثمانی محسوب می شد. اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه به دلیل موقعیت راهبردی آن در مسیر ارتباطی میان اروپا و آسیا، نزدیکی به خلیج فارس و همچنین منابع عظیم نفتی، موجب شد که قدرت های استعماری به ویژه بریتانیا توجه ویژه ای به آن داشته باشند. با آغاز جنگ جهانی اول و ورود امپراتوری عثمانی به جنگ در کنار آلمان، نیروهای بریتانیایی برای حفظ منافع اقتصادی و راهبردی خود، به ویژه حفاظت از مسیرهای ارتباطی با هند و تامین امنیت منابع نفتی، اقدام به اشغال بخش هایی از بین النهرین کردند. این روند در نهایت به شکست عثمانی و پایان حاکمیت چندصدساله آن بر این منطقه انجامید.پس از جنگ جهانی اول، جامعه ملل نظام قیمومیت را برای اداره سرزمین های جداشده از امپراتوری های شکست خورده ایجاد کرد. بر اساس این نظام، عراق تحت قیمومیت بریتانیا قرار گرفت. اگرچه هدف اعلامی این نظام، آماده سازی ملت ها برای خودگردانی و استقلال بود، اما در عمل بسیاری از ملت های تحت قیمومیت آن را شکلی جدید از استعمار تلقی می کردند. در عراق نیز سیاست های بریتانیا با مخالفت گسترده مردم و رهبران سیاسی و مذهبی مواجه شد. اوج این مخالفت ها در قیام بزرگ سال ۱۹۲۰ نمایان شد؛ قیامی که اگرچه سرکوب گردید، اما تاثیر عمیقی بر سیاست های بریتانیا گذاشت و این کشور را وادار کرد تا در شیوه اداره عراق تجدیدنظر کند. در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی نقش انگلستان در استقلال عراق پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که استقلال عراق در سال ۱۹۳۲ بیش از آنکه یک انتقال کامل قدرت به حاکمیت ملی باشد، نتیجه سیاست های مرحله ای بریتانیا برای حفظ نفوذ خود در قالبی جدید بود. بنابراین، نقش انگلستان در این فرآیند دوگانه بوده است؛ هم در شکل گیری دولت مدرن عراق موثر بود و هم استقلال آن را به استقلالی محدود و وابسته تبدیل کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
رویا قاضی الشریف
نویسنده اول