فیلم به مثابه موجودی حسی: بازاندیشی پدیدارشناسانه ی تجربه تماشاگر در فیلم «اسب تورین»
محل انتشار: فصلنامه رهپویه هنرهای نمایشی، دوره: 6، شماره: 19
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RPA-6-19_004
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
از نظر اپستاین فتوژنی جنبه ای از اشیاء، موجودات، یا افراد که شخصیت اخلاقی شان با بازتولید فیلمی ارتقا می یابد. این دیدگاه تاکید می کند که فیلم می تواند کیفیت هایی از جهان را آشکار سازد که در تجربه عادی دیده نمی شوند و تجربه زیسته مخاطب را از طریق بدن و حواس فعال می کند. ویوین سابچک با تکیه بر پدیدارشناسی مرلو پونتی، مفهوم بدنمندی مشترک را مطرح می کند. او استدلال می کند که تجربه فیلم ماهیتی میان بدنی دارد؛ به این صورت که فیلم و تماشاگر هر دو واجد نوعی بدن هستند و در یک تعامل دوطرفه تجسدی، تجربه را شکل می دهند. پژوهش حاضر با هدفی بنیادین به واکاوی فیلم به مثابه «موجودی حسی» و تحلیل تجربه بدنمند تماشاگر پرداخته و در پی آشکار سازی این مسئله است که چگونه می توان بر اساس نگاه اپستاین با تکیه بر مفهوم بدنمندی مشترک سابچک، تجربه تماشاگر را به مثابه رابطه ای با یک موجود حسی تبیین کرد. روش تحقیق کیفی به شیوه مطالعه موردی، مبتنی بر پدیدارشناسی توصیفی و بر اساس مطالعه منابع کتابخانه ای و گردآوری اطلاعات از آرشیوهای صوتی و تصویری است. از این روی فیلم اسب تورین بدلیل استفاده از ریتم کند، نماهای طولانی، میزانسن محدود، طراحی صوتی مینیمال و تکرار کنش ها، تجربه ای چندحسی بر اساس انتخاب هدفمند از موارد مطلوب گزینش و تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان از آن دارد سکانس های شاخص و تعیین شده بیانگر آن هستند که فیلم نه تنها روایتگر رویدادها، بلکه حامل کیفیت زیسته آن هاست و تماشاگر را از ناظر منفعل به شریک تجربه فیلم تبدیل می کند. نتایج این پژوهش ضمن تاکید بر پویایی نظریه اپستاین در تحلیل فیلم های معاصر، نشان می دهد که پیوند آن با پدیدارشناسی ادراک و تصویر زمان می تواند چارچوبی موثر برای مطالعه سینمای بدن محور و مینیمالیستی فراهم آورد. این رویکرد، امکان بازاندیشی تجربه سینمایی را به عنوان رابطه ای بدنمند و مشترک میان فیلم و تماشاگر فراهم می کند و نشان می دهد که سینما را می توان همچون یک موجود زیسته و حسی اندیشید که در سطحی پیش زبانی و پیش نشانه ای با ما سخن می گوید. تجربه سینمایی در اسب تورین نه صرفا فرایند تماشای تصاویر، بلکه ورود به یک هستی مشترک است؛ هستی ای که در آن بدن فیلم و بدن تماشاگر در هم تنیده می شوند و رخداد ادراکی تازه ای را پدید می آورند.
نویسندگان
آریوبرزن مومن
دانشجوی دکتری تخصصی فلسفه هنر، گروه فلسفه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
پیام زین العابدینی
استادیار دانشگاه تهران، دپارتمان هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
شهلا اسلامی
استادیار، گروه فلسفه، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :