<span lang="AR-SA">جنگ و گردشگری
محل انتشار: فصلنامه گردشگری فرهنگ، دوره: 7، شماره: 24
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 6
متن کامل این مقاله منتشر نشده است و فقط به صورت چکیده یا چکیده مبسوط در پایگاه موجود می باشد.
توضیح: معمولا کلیه مقالاتی که کمتر از ۵ صفحه باشند در پایگاه سیویلیکا اصل مقاله (فول تکست) محسوب نمی شوند و فقط کاربران عضو بدون کسر اعتبار می توانند فایل آنها را دریافت نمایند.
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_TOC-7-24_001
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
جنگ و درگیری های مسلحانه همواره از مهم ترین عوامل بی ثباتی در جوامع انسانی بوده اند و آثار گسترده ای بر اقتصاد، فرهنگ، امنیت و روابط بین الملل برجای گذاشته اند. در این میان، صنعت گردشگری به عنوان یکی از حساس ترین و در عین حال اثرگذارترین بخش های اقتصادی و فرهنگی، بیش از بسیاری از حوزه ها از پیامدهای جنگ تاثیر می پذیرد. گردشگری صنعتی مبتنی بر احساس امنیت، آرامش و اعتماد است و هرگونه ناامنی، تنش سیاسی یا درگیری نظامی می تواند جریان سفر را به سرعت مختل کند. در شرایط جنگی، نخستین پیامد قابل مشاهده، کاهش شدید ورود گردشگران به کشورهای درگیر یا حتی مناطق پیرامونی آنهاست. مسافران معمولا مقاصدی را انتخاب می کنند که از ثبات سیاسی و امنیت اجتماعی برخوردار باشند و اخبار مربوط به جنگ، ناامنی و خشونت، به سرعت بر ذهنیت آنان اثر می گذارد. حتی در مواردی که درگیری ها محدود به بخشی از یک کشور است، بازتاب رسانه ای آن می تواند تصویر کلی مقصد را ناامن جلوه دهد و صنعت گردشگری را در سطح ملی دچار رکود کند. از سوی دیگر، جنگ ها اغلب زیرساخت های گردشگری را نیز با آسیب های جدی مواجه می کنند. هتل ها، مراکز اقامتی، جاده ها، فرودگاه ها، موزه ها و حتی آثار تاریخی و فرهنگی ممکن است در جریان درگیری ها تخریب شوند یا کارکرد خود را از دست بدهند. این مسئله تنها به کاهش سفر منجر نمی شود، بلکه اقتصاد محلی، اشتغال و معیشت بسیاری از جوامعی را که به گردشگری وابسته اند، تحت تاثیر قرار می دهد. در بسیاری از کشورها، گردشگری سهم مهمی در تولید ناخالص داخلی دارد و آسیب به این صنعت می تواند روند بازسازی اقتصادی را دشوارتر کند. با این حال، رابطه جنگ و گردشگری تنها محدود به آثار منفی نیست. تجربه برخی کشورها نشان داده است که گردشگری می تواند پس از جنگ به ابزاری برای بازسازی اقتصادی، اجتماعی و حتی روانی جوامع تبدیل شود. مناطق آسیب دیده در صورت برخورداری از برنامه ریزی هدفمند، مدیریت صحیح و سیاست گذاری منسجم، می توانند از ظرفیت گردشگری برای احیای اقتصاد محلی و جذب سرمایه بهره بگیرند. حضور گردشگران در این مناطق، علاوه بر ایجاد درآمد، می تواند نشانه ای از بازگشت ثبات و اعتماد به جامعه باشد. در این میان، نقش رسانه ها و شیوه بازنمایی جنگ اهمیت فراوانی دارد. رسانه ها می توانند با برجسته سازی ناامنی ها، تصویری بحرانی از یک مقصد ایجاد کنند یا برعکس، با روایت هایی مسئولانه و حرفه ای، روند بازگشت آرامش و امنیت را منعکس سازند. در دنیای امروز که افکار عمومی به شدت تحت تاثیر شبکه های اجتماعی و رسانه های بین المللی قرار دارد، مدیریت تصویر مقصد گردشگری به اندازه مدیریت میدانی بحران اهمیت پیدا کرده است. بسیاری از کشورها پس از عبور از بحران های نظامی، تلاش کرده اند از طریق دیپلماسی گردشگری و تبلیغات هدفمند، چهره ای تازه و امن از خود به جهان ارائه دهند. از منظر فرهنگی و انسانی نیز گردشگری می تواند نقشی فراتر از یک فعالیت اقتصادی ایفا کند. سفر گردشگران به مناطق آسیب دیده گاه نوعی همبستگی انسانی و حمایت نمادین از مردم آن مناطق محسوب می شود. همچنین حضور گردشگران و پژوهشگران می تواند موجب افزایش آگاهی جهانی نسبت به وضعیت جوامع جنگ زده و جلب حمایت های بشردوستانه شود.در نهایت، جنگ و گردشگری دو پدیده پیچیده و به هم پیوسته اند که رابطه ای دوسویه با یکدیگر دارند. اگرچه جنگ می تواند صنعت گردشگری را با بحران جدی مواجه کند، اما گردشگری نیز در شرایط پس از بحران قادر است به ابزاری برای بازسازی، صلح و تقویت ارتباطات انسانی تبدیل شود. از این رو، توجه به مدیریت بحران، بازسازی تصویر مقصد و بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و اجتماعی گردشگری، برای کشورهایی که تجربه جنگ و تنش را پشت سر گذاشته اند، ضرورتی انکارناپذیر است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهدیه بد
عضو هیئت علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، تهران، ایران