کاربرد الگوی ساختاری ولادیمیر پراپ در داستان کوتاه «انا بانتظارک» اثر خوله القزوینی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: عربی
مشاهده: 4

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IAALL-22-78_004

تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405

چکیده مقاله:

روایت شناسی رویکردی نوین و ساختارگرا در مطالعه ادبیات داستانی است که به بررسی سبک های روایی، نظام های حاکم بر روایت و ساختار داستان می پردازد و در پی کشف «دستور زبان داستان» و نظام حاکم بر انواع روایت ها است. بسیاری از نقدهای ادبی معاصر مبتنی بر تحلیل های ساختاری هستند و تحول این حوزه منجر به شکل گیری مکتب ساخت گرایی با الهام از نظریات زبان شناسانه دوسوسور شد. تحلیل ساختاری آثار روایی از مهم ترین دستاوردهای نقد معاصر به شمار می آید و بهترین شیوه طبقه بندی داستان ها و قصه ها را ولادیمیر پراپ ارائه کرده است. پراپ با بررسی ریخت شناسانه قصه های پریان روسی در سال ۱۹۲۸، نشان داد که باوجود تنوع ظاهری، این قصه ها ازنظر انواع قهرمانان و عملکردهای آن ها مشابهت ساختاری دارند. در این پژوهش، داستان کوتاه «انا بانتظارک» اثر خوله القزوینی با روش توصیفی-تحلیلی بررسی شد تا قابلیت کاربرد الگوی پراپ در تحلیل ریخت شناسانه آن ارزیابی شود. یافته ها نشان می دهد که بیشتر خویشکاری های پراپ در این داستان قابل شناسایی و تطبیق هستند و شخصیت ها ابعاد مشخصی از صفات انسانی و اجتماعی را بازتاب می دهند. شخصیت اصلی، فرح، پویا و دوبعدی است و با مواجهه با کشمکش های بیرونی و درونی، تحول خود را نشان می دهد، درحالی که بسیاری از شخصیت های فرعی ایستا هستند و فشارهای اجتماعی و محدودیت ها را نمایندگی می کنند. بااین حال، برخی خویشکاری های کلاسیک پراپ که ماهیت جادویی یا ماورایی دارند، مانند دریافت ابزار جادویی یا تغییرات خارق العاده شخصیت ها، در چارچوب واقع گرایانه این داستان حضور ندارند و تنها به شکل استعاری یا روان شناختی بازتاب یافته اند

نویسندگان

قادر قادری

جامعه پیام نور