تحلیل سیاستی هویت علمی و گفتمانی برنامه‎های جامعه‎شناسی از نظر تا عمل در آموزش عالی ایران

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 77

فایل این مقاله در 47 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_ISSJ-17-35_001

تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405

چکیده مقاله:

چکیده گسترده مقدمه و اهداف: تحلیل برنامه‎های مصوب جامعه‎شناسی از منظر پیوند هویت علمی و گفتمانی با سیاست‎های کلان علمی و اسناد بالادستی مرتبط با آموزش عالی ایران اهمیت دارد؛ زیرا گسترش علوم اجتماعی بدون در نظر گرفتن اهداف مندرج در سیاست‎ها هزینه‎های نامطلوب فکری و مادی گوناگونی را به آموزش عالی و جامعه تحمیل می‎کند. بررسی تاریخ رشته‎های علوم اجتماعی و جامعه‎شناسی در ایران نشان‎دهنده اتصال معرفتی و نظری آنها با گفتمان‎ها و ارزش‎های بازیگران متعدد در سطوح سیاست‎گذاری، برنامه‎ریزی و اجراست. اگر پذیرفته باشیم که سیاست‎های کلان علمی مانند یک شاقول در هویت‎بخشی علمی و گفتمانی به آموزش عالی ایران هستند، تخطی یا انحراف از این معیار در برنامه‎ها و رشته‎ها حاکی از وجود یک چالش راهبردی است. در سیاست‎پژوهی، ارزش‎های متعارف جامعه در نظر گرفته می‎شود. علوم اجتماعی و به‎طورخاص، جامعه‎شناسی در ایران از جمله علوم مدرنی هستند که از ابتدای ورودشان عمدتا بنا به مقاصد فرهنگی-سیاسی استفاده شدند. از این نظر، جامعه‎شناسی ابزاری برای مقاصد سیاسی در دوره پهلوی بود تا یک قلمرو معرفتی که به‎لحاظ هویتی ریشه تاریخی آن با بوم و زیست جامعه ایرانی انطباق داشته باشد. گویی جامعه‎شناسی مانند آونگی در امتداد بردار لیبرالیسم و سوسیالیسم بود؛ یعنی علمی که در گفتمان سیاسی متعین می‎شد. پس از پایان انقلاب فرهنگی (۱۳۶۲)، جامعه‎شناسی بیش از هر یک از علوم انسانی-اجتماعی متصف به «سکولار بودن» شد، اما در دهه‎های ۹۰-۱۳۸۰ استقرار تدریجی ایده اسلامی‎سازی علوم و سپس، تحول علوم انسانی سبب شد که از علوم متعارف انسانی اجتماعی، به‎عنوان یک فرصت استفاده شود. مبانی نظری شامل سیاست‎پژوهی و تبارشناسی والرشتاینی است. روش: این مقاله از روش تحلیل سیاست (PA) و سیاست‎پژوهی (PR) با تکنیک پژوهش اسنادی (DRM) استفاده کرده است. تحلیل اتخاذ سیاست مستلزم توجه به آن چیزی است که تصویر بزرگ را شکل می‎دهد؛ یعنی چهارچوب‎ها، نظریه‎ها، مفروضات بنیادین و رهیافت‎های عملی برای ارزیابی و اثرگذاری امکان‎پذیری سیاسی. ملاحظات عملی آن عبارت‎اند از: شناسایی کنشگران مرتبط، فهم انگیزه‎ها و عقاید آنها، ارزیابی منابع در دسترس و شناسایی عرصه یا سطحی که در آن قواعد فرایند سیاست‎گذاری را تحت تاثیر قرار می‎دهد. نمونه‎هایی از اسناد سیاست شامل گزارش‎های اداری، صورتجلسات، نقشه‎ها، برنامه‎های آموزشی و غیره است. در سیاست‎پژوهی، به موارد زیر در اطلاع از پیشینه مسئله پاسخ داده می‎شود: آیا اهداف به مرور زمان تغییر کرده‎اند؟ اهداف جنبه نمایشی دارند یا برای ایجاد تغییرات واقعی هستند؟ ارزش‎ها و مفروضات نهفته در سیاست چه هستند؟ موفقیت سیاست‎ها تا چه حدی بوده است؟ مخاطبان، بازیگران و سیاست‎گذاران چه کسانی هستند؟ کدام سازمان‎ها و کمیته‎هایی در اجرای آن سهیم بوده‎اند؟ برنامه‎ها به چه وسیله‎ای تحکیم یا اجرا شده است؟ نقطه تمرکز تحلیل سیاست تحت تاثیر چهارچوب مفهومی تحلیل خواهد بود. در این پژوهش، برنامه‎های درسی علوم اجتماعی با تاکید بر رشته جامعه‎شناسی به‎عنوان محصول نهایی در نظر گرفته شده است که باید آنها را در قلمرو گفتمانی وسیع‎ترشان یعنی سیاست‎های کلان علم در آموزش عالی ایران در نظر گرفت. به این منظور از سامانه سرفصل دروس برنامه‎های مصوب اخذ و بر طبق روش تحلیل سیاست و اصول سیاست‎پژوهی بررسی شده‎اند. جامعه آماری تمامی رشته‎ها و گرایش‎های علوم اجتماعی و جامعه‎شناسی و نمونه‎گیری منطبق بر تمام نمونه‎ها (نمونه تمام-نما) است. نتایج: یافته‎ها در سه لایه تحلیل شده‎اند: «هنجاری و تجویزی»، «توصیفی و وضعی» و نیز «گفتمانی و ژرف‎کاوی». نتایج از تکثر معنا به‎لحاظ محتوایی، کارکردی و انتظارات از جامعه‎شناسی در میان دانشگاه‎های ایران حکایت دارد. افزون بر بررسی وضعیت کنونی رشته جامعه‎شناسی در بستر تاریخی و سیاسی، آسیب‎شناسی درباره بروز بودن، کاربردی بودن، اثربخشی و شیوه اجرای برنامه‎های درسی با توجه به اسناد و سیاست‎های کلان علمی کشور انجام شده است. با فاصله گرفتن از مرکز رشته جامعه‎شناسی و حرکت به لایه‎های بیرونی خانواده علوم اجتماعی، دست‎کم می‎توان هفت قلمرو گسترش علوم اجتماعی در آموزش عالی ایران را شناسایی کرد: برنامه‎ریزی و سیاست‎گذاری و حکمرانی اجتماعی، توسعه و پیشرفت، جمعیت‎شناسی، فلسفه علم، مددکاری و خدمات اجتماعی، مردم‎شناسی، مطالعات اجتماعی. در این رشته‎ها، تقابل‎های گفتمانی مانند «توسعه» و «پیشرفت» در عناوین رشته‎ها مشهود است. با مراجعه به لایه محتوایی سرفصل‎های پیشنهادی دانشگاه‎ها مشخص می‎شود که برخی جریان‎ها هنوز به‎دنبال علوم اجتماعی و جامعه‎شناسی مرسوم (غربی) هستند. حتی برخی از دانشگاه‎ها تبدیل به لجنه‎ها و پایگاه‎های فکری مرام لیبرال یا سایر ایسم‎های غربی هستند. رویکرد تهذیبی و ترمیمی نسبت به جامعه‎شناسی حرکتی بطئی داشته است. البته رویکردهای تاسیسی و تولیدی نیز در پایگاه‎های فکری متصل به گفتمان انقلاب اسلامی پیگیری شده است. طرفداران جامعه‎شناسی مرسوم (غربی) چندان به تفطن درباره اتصال میان این علم با تاریخ و بوم جامعه نرسیده‎اند. یکی از بنیانی‎ترین مباحث در لایه ژرف‎کاوی و گفتمانی درباره جامعه‎شناسی در آموزش عالی ایران، نسبت میان جامعه‎شناسی و ارزش است. باورمندان به جامعه‎شناسی مرسوم(غربی) در ایران، همچنان جامعه‎شناسی را علمی خنثی، بی‎طرف و عینی می‎پندارند. بحث و نتیجه‎گیری: فاصله میان اهداف مندرج در سیاست‎ها با وضع موجود مشهود است. چنانچه سیر علم جامعه‎شناسی در ایران را بررسی کنیم، هویت علمی برنامه‎های مصوب از رشته و گرایش‎های جامعه‎شناسی با گفتمان معرفتی و فرهنگی پس از انقلاب اسلامی نه تماما همگرا و نه تماما واگرا بوده است. برخی برنامه‎ها (مانند رشته جامعه‎شناسی تاریخی) مسیر «مطالعه» علم اجتماعی مدرن را از مسیر «به‎کارگیری» آن جدا فرض کرده‎اند و «علم اجتماعی مدرن» را به «تاریخ علم اجتماعی مدرن» (هم‎ارز تاریخ سایر علوم) تقلیل داده‎اند. دسته‎ای دیگر از برنامه‎ها (مانند پژوهش علوم اجتماعی و جامعه‎شناسی مسائل اجتماعی ایران)، از جنبه‎های هستی‎شناسانه، معرفت‎شناسانه و انسان‎شناسانه علم اجتماعی مدرن فاصله گرفته‎اند و علم جامعه‎شناسی را صرفا به‎عنوان یک تکنیک و ابزار برای پیمایش‎ها و پژوهش‎های اجتماعی به‎کار می‎گیرند. در این‎ برنامه‎ها که انگیزه‎های پراگماتیستی غلبه یافته‎اند، باید ناگزیر و در صورت اقتضا به برخی از نظریات جامعه‎شناسی مرسوم (غربی) تن داد؛ زیرا قرار است آن نظریات کاربست و چهارچوب نظری پژوهش‎ها و مطالعات را شکل دهد. بیشتر آنچه در آموزش عالی علوم اجتماعی ایران در جریان است، مباحث دهه‎های قبلی تمدن غرب است. نوعی از نگرش‎های انتقادی به آن تمدن و تجدیدنظرهایی که متفکران غربی نسبت به برخی مواضع و موضوعات کلیدی (در رابطه علم، جامعه و دین) داشته‎اند، به جامعه دانشگاهی ایران راه نیافته‎اند یا کمتر ورود پیدا کرده‎اند. به‎لحاظ جنبه میان‎رشته‎ای، جامعه‎شناسی توفیقی اندکی داشته است تا خود را در نسبت با روان‎شناسی، علوم شناختی، سیاست‎گذاری، رسانه و فناوری‎های نوین از جمله هوش مصنوعی بروز کند. فقدان نظام ارزیابی برای حسن تدوین و اجرای سیاست‎های علمی یک خلا جدی است. تقدیر و تشکر: موردی ذکر نشده است. تعارض منافع: هیچ تعارضی وجود نداشته است.

نویسندگان

ایمان عرفان منش

استادیار، عضو هیئت علمی دانشکده م.ا. فرهنگ و ارتباطات، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران

مراجع و منابع این مقاله:

لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :
  • آرون، رمون (۱۴۰۲). جامعه‎شناسی تمدن مدرن، ترجمه پیروز ایزدی. تهران: ...
  • اسلامی، روح‎اله، و خوش‎بین، ملیحه (۱۴۰۳). چرخه سیاست گذاری آموزش ...
  • اسمیت، جیمز (۱۴۰۱). چگونه سکولار نباشیم؟ تقریری از اندیشه چارلز ...
  • اسمیت، فیلیپ، و رایلی، الگزندر (۱۳۹۴). نظریه فرهنگی، ترجمه محسن ...
  • اشتریان، کیومرث (۱۳۹۱). روش سیاست‎گذاری فرهنگی. تهران: آشنا ...
  • افروغ، عماد (۱۳۸۶). محتواگرایی و تولید علم. تهران: سوره مهر ...
  • افروغ، عماد (۱۳۹۶). ارزیابی انتقادی نهاد علم در ایران. تهران: ...
  • الدمدو، کنت (۱۴۰۳). سنت‎گرایی: دین در پرتو فلسفه جاویدان، ترجمه ...
  • برگر، پیتر (۱۴۰۲). سایبان مقدس: عناصر نظریه جامعه‎شناختی دین، ترجمه ...
  • بلاوت، جیمز موریس (۱۴۰۱). غرب چگونه غرب شد، ترجمه مرتضی ...
  • بودن، ریمون (۱۳۸۹). مطالعاتی در آثار جامعه‎شناسان کلاسیک، جلد ۲، ...
  • بهامبرا، گرمیندر (۱۴۰۱). بازاندیشی در معنای مدرنیته: پسااستعمارگرایی و تخیل ...
  • پر، رنو، و پله، ژیل (۱۳۹۶). جامعه‎شناسی-تاریخ اقدام عمومی، ترجمه ...
  • تریگ، راجر (۱۴۰۰). فهم علم اجتماعی، ترجمه شهناز مسمی‎پرست. تهران: ...
  • خشکاب، شهربانو (۱۴۰۳). شناسایی و اولویت بندی مولفه های اصلی ...
  • ریتزر، جرج (۱۳۸۹). مبانی نظریه جامعه‎شناختی معاصر و ریشه‎های کلاسیک ...
  • ژیرو، کلود (۱۳۹۵). تاریخ جامعه‎شناسی، ترجمه گیتی خرسند. تهران: نگاه ...
  • شیربگی، ناصر، و عبداله‎زاده، نسیم (۱۳۹۹). تحلیل گفتمان سیاست‎گذاری آموزشی ...
  • عرفان‎منش، ایمان (۱۴۰۰). ارزیابی وضعیت حکمرانی پایدار در شورای تحول ...
  • عرفان‎منش، ایمان (۱۴۰۱). فرهنگ علم و فناوری و خلقیات ایرانی: ...
  • عرفان‎منش، ایمان (۱۴۰۲). تمدن-جامعه‎شناسی: رویکردی انتقادی و تحولی از دریچه ...
  • عرفان‎منش، ایمان (۱۴۰۴الف). بن‎مایه‎های الهیات تمدنی علم اجتماعی مدرن. تهران: ...
  • عرفان‎منش، ایمان (۱۴۰۴ب). مطالعه تطبیقی انگاره الهیات تمدنی در رویکرد ...
  • علی‎پور، مهدی (۱۴۰۳). انتظارات اسناد بالادستی از نظام آموزش عالی ...
  • فوکو، میشل (۱۴۰۰). مراقبت و تنبیه، ترجمه نیکو سرخوش و ...
  • فی، براین (۱۴۰۲). فلسفه امروزین علوم اجتماعی: با نگرش چندفرهنگی، ...
  • کپوتو، ریچارد، کاترین، ماری، نتینگ، اف الن، کافی، آماندا، آمنتا، ...
  • کریمی، جلیل (۱۴۰۱). تحلیل ساختاری آموزش عالی به مثابه نظام ...
  • لیدمن، سون ‎اریک (۱۳۸۷). در سایه آینده: تاریخ اندیشه مدرنیته، ...
  • مارتین، دیوید، میلز، جان ارم، و پیکرینگ، ویلیام (۱۳۹۸). جامعه‎شناسی ...
  • ماژرزاک، آن (۱۳۹۸). پژوهش و سیاست‎گذاری، ترجمه هوشنگ نایبی. تهران: ...
  • مرادی‎پور، حجت‎اله، حاجیانی، ابراهیم، و خلیفه، حشمت (۱۳۹۶). رهیافتی به ...
  • محبان، محمدجواد، قائدی، محمدرضا، دهشیری، محمدرضا، و کاوه، محمدکاظم (۱۴۰۳). ...
  • والرشتاین، ایمانوئل (۱۴۰۰). علوم اجتماعی را بگشایید: گزارشی در باب ...
  • همرسلی، مارتین (۱۴۰۰). مفهوم فرهنگ: تاریخچه و ارزیابی، ترجمه حجت‎اله ...
  • ʿĀbidīnī, M. R. (۱۳۹۹ H.sh./۲۰۲۰). Taḥaqquq-i khānavādih-ʾi wilāyīʾī bā majālis-i ...
  • Afrūgh, ʿI. (۱۳۸۶ H.sh./۲۰۰۷). Mihṭawāgarāyī wa tawlīd-i ʿilm [Contentism and ...
  • Afrūgh, ʿI. (۱۳۹۶ H.sh./۲۰۱۷). Arzyābī-yi intiqādī-yi nihad-i ʿilm dar Īrān ...
  • Āl-Damdū, K. (۱۴۰۳ H.sh./۲۰۲۴). Sunnatgarāyī: Dīn dar purtuw-i falsafih-ʾi jāwidān ...
  • ʿAlīpūr, M. (۱۴۰۳ H.sh./۲۰۲۴). Intiẓārāt-i asnād-i bālādashtī az niẓām-i āmūzish-i ...
  • Ārūn, R. (۱۴۰۲ H.sh./۲۰۲۳). Jāmiʿahshināsī-yi tamaddun-i mudirn [Sociology of modern ...
  • Ashtariyān, K. (۱۳۹۱ H.sh./۲۰۱۲). Ravish-i siyāsatguzārī-yi farhangī [Method of cultural ...
  • Barker, E. (۱۹۷۶). Value systems generated by biologist. Contact, ۵۵(۱), ...
  • Bauman, Z. (۱۹۹۲). Intimations of postmodernity. London: Routledge ...
  • Berger, P. (۱۴۰۲ H.sh./۲۰۲۳). Sāyibān-i muqaddas: ʿAnāṣir-i naẓariyyih-ʾi jāmiʿahshinākhtī-yi dīn ...
  • Bhambra, G. (۱۴۰۱ H.sh./۲۰۲۲). Bāzandīshī dar maʿnā-yi mudirniyyih: Pasāistiʿmārgarāyī wa ...
  • Blaut, J. M. (۱۴۰۱ H.sh./۲۰۲۲). Gharb chigūnih gharb shud [How ...
  • Boudon, R. (۱۳۸۹ H.sh./۲۰۱۰). Muṭāliʿātī dar ās̱ār-i jāmiʿahshināsān-i klāsīk [Studies ...
  • Bourdieu, P., & Wacquant, L. (۱۹۹۲). An invitation to reflexive ...
  • Caputo, R., et al. (۱۴۰۰ H.sh./۲۰۲۱). Darāmadī bar taḥlīl-i siyāsat-i ...
  • Erfanmanesh, I. (۱۴۰۰ H.sh./۲۰۲۱). Arzyābī-yi wizhagī-yi ḥukmrānī-yi pāydār dar Shawrā-yi ...
  • Erfanmanesh, I. (۱۴۰۱ H.sh./۲۰۲۲). Farhang-i ʿilm wa fannāwarī wa khulqiyyāt-i ...
  • Erfanmanesh, I. (۱۴۰۲ H.sh./۲۰۲۳). Tamaddun-Jāmiʿahshināsī: Rūykardī intiqādī wa taḥawwulī az ...
  • Erfanmanesh, I. (۱۴۰۴a H.sh./۲۰۲۵a). Binmāyihhā-yi īlāhiyyāt-i tamaddunī-yi ʿilm-i ijtimāʿī-yi mudirn ...
  • Erfanmanesh, I. (۱۴۰۴b H.sh./۲۰۲۵b). Muṭāliʿih-ʾi taṭbīqī-yi angārih-ʾi īlāhiyyāt-i tamaddunī dar ...
  • Eslāmī, R., & Khwashbīn, M. (۱۴۰۳ H.sh./۲۰۲۴). Charkhih-ʾi siyāsatguzārī-yi āmūzish-i ...
  • Fayy, B. (۱۴۰۲ H.sh./۲۰۲۳). Falsafih-ʾi imrūzīn-i ʿulūm-i ijtimāʿī: Bā nigarish-i ...
  • Foucault, M. (۱۴۰۰ H.sh./۲۰۲۱). Murāqabat wa tanbīh [Supervision and punishment] ...
  • Geertz, C. (۱۹۷۳). The interpretation of cultures. New York: Basic ...
  • Giddens, A. (۱۹۹۵). Beyond left and right. Stanford, CA: Stanford ...
  • Gilbert, N., & Terrell, P. (۲۰۱۰). Dimensions of social welfare ...
  • Gīrū, Cl. (۱۳۹۵ H.sh./۲۰۱۶). Tārīkh-i jāmiʿahshināsī [History of sociology] (G. ...
  • Guba, E. G. (۱۹۸۴). The effect of definitions of policy ...
  • Hamersley, M. (۱۴۰۰ H.sh./۲۰۲۱). Mafhūm-i farhang: Tārīkhchih wa arzyābī [The ...
  • Karīmī, J. (۱۴۰۱ H.sh./۲۰۲۲). Taḥlīl-i sākhtārī-yi āmūzish-i ʿālī bihmas̱ābah-ʾi niẓām-i ...
  • Khwashkāb, Sh. (۱۴۰۳ H.sh./۲۰۲۴). Shināsāyī wa awlawiyatbandī-yi muʾallifihhā-yi aṣlī-yi mabānī-yi ...
  • Kraft, M. E., & Furlong, S. R. (۲۰۱۰). Public policy: ...
  • Lidman, S.-E. (۱۳۸۷ H.sh./۲۰۰۸). Dar sāyih-ʾi āyandih: Tārīkh-i andīshih-ʾi mudirniyyih ...
  • Lipsky, M. (۲۰۱۰). Street-level bureaucracy: Dilemmas of the individual in ...
  • MacIntyre, A. (۱۹۸۸). Whose justice? Which rationality? Notre Dame, IN: ...
  • Martin, D., Mills, J. O., & Pickering, W. S. F. ...
  • Māzarzāk, A. (۱۳۹۸ H.sh./۲۰۱۹). Pizhūhish wa siyāsatguzārī [Research and policy-making] ...
  • Miḥbān, M. J., Qāʾidī, M. R., Dihshīrī, M. R., & ...
  • Mīrbābāpūr, S. M., & Sājidī, A. (۱۳۹۲ H.sh./۲۰۱۳). Dīn wa ...
  • Mīrkhandān, S. ʿA. (۱۴۰۱ H.sh./۲۰۲۲). Barrasī-yi kārkardhā-yi jāmiʿahshinākhtī-yi sargarmī bā ...
  • Muḥaqqiq Dāmād, S. M. (۱۳۹۳ H.sh./۲۰۱۴). Naẓariyyih-ʾi siyāsatī-yi Islām [Political ...
  • Murādīpūr, H., Ḥājiyānī, I., & Khalīfih, H. (۱۳۹۶ H.sh./۲۰۱۷). Rāhyāftī ...
  • Najafpūr, Sh. (۱۳۹۳ H.sh./۲۰۱۴). Akhlāq dar rasānih; chālīshhā-yi asāsī wa ...
  • O’Connor, M. K., & Netting, F. E. (۲۰۰۹). Organization practice: ...
  • Pithouse, A., & Williamson, H. (۱۹۹۷). Engaging the user in ...
  • Pizhūhishkadih-ʾi Ḥawzih wa Dānishgāh. (۱۳۹۵ H.sh./۲۰۱۶). Jāmiʿahshināsī dar Īrān: Wāligīrīhā ...
  • Rehner, J. (۱۹۹۴). Practical strategies for critical thinking. Boston: Houghton ...
  • Rein, M., & White, S. H. (۱۹۷۷). Can policy research ...
  • Sabatier, P. A. (۲۰۰۷). Theories of the policy process. Boulder, ...
  • Sālimī Qumṣarī, M. (۱۳۸۶ H.sh./۲۰۰۷). Mawāniʿ-i farhangī-yi taḥazzub dar Īrān ...
  • Sarvarī, M. R. (۱۳۹۸ H.sh./۲۰۱۹). Pīshfarżhā-yi jāmiʿahshināsī-yi dīn dar Īrān ...
  • Shīrbaygī, N., & ʿAbdullāhzādih, N. (۱۳۹۹ H.sh./۲۰۲۰). Taḥlīl-i guftumān-i siyāsatguzārī-yi ...
  • Smith, J. (۱۴۰۱ H.sh./۲۰۲۲). Chigūnih sikūlār nabāshīm? Taqrīrī az andīshih-ʾi ...
  • Smith, P., & Riley, A. (۱۳۹۴ H.sh./۲۰۱۵). Naẓariyyih-ʾi farhangī [Cultural ...
  • Stone, D. (۲۰۰۲). Policy paradox: The art of political decision ...
  • Trigg, R. (۱۴۰۰ H.sh./۲۰۲۱). Fahm-i ʿilm-i ijtimāʿī [Understanding social science] ...
  • Vāʿiẓī, A. M. (۱۴۰۱ H.sh./۲۰۲۲). Barrasī-yi chālīshhā-yi Ṣidā wa Sīmā-yi ...
  • Wallerstein, I. (۱۴۰۰ H.sh./۲۰۲۱). ʿUlūm-i ijtimāʿī rā bígushāyīd: Guzārishī dar ...
  • Weimer, D. L., & Vining, A. R. (۲۰۱۱). Policy analysis. ...
  • Wildavsky, A. (۱۹۷۹). Speaking truth to power: The art and ...
  • Zirzas, A. (۱۳۸۹ H.sh./۲۰۱۰). Mabānī-i falsafī-yi ʿulūm-i ijtimāʿī [Philosophical foundations ...
  • نمایش کامل مراجع