معلمان با خودکارآمدی بالا، فشارهای شغلی را کمتر حس می کنند و عملکرد بهتری دارند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_3733

تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405

چکیده مقاله:

بررسی پیشینه تحقیقاتی نشان می دهد که مطالعات مربوط به شغل معلمی در دو دهه اخیر گسترش قابل توجهی یافته است. در سطح بین المللی، هوچشیلد (۱۹۸۳) با معرفی مفهوم «زحمت عاطفی» پایه های نظری برای درک ابعاد پنهان شغل معلمی را فراهم کرد. او استدلال کرد که شغل معلمی یکی از مشاغل خدمتی است که در آن مدیریت هیجانات، بخشی جدایی ناپذیر از وظایف شغلی است. تحقیقات بعدی نشان داد که زحمت عاطفی با نارضایتی شغلی همبستگی مثبت و با تعهد سازمانی همبستگی منفی دارد (لی و هو، ۲۰۰۵). در ایران نیز پژوهشگران متعددی این مفهوم را بومی سازی کرده اند. احمدی و زارعی (۱۳۹۷) در پژوهشی نشان دادند که معلمان ابتدایی تهران، سطح بالایی از زحمت عاطفی را تجربه می کنند و این زحمت بیشتر در بعد «نمایشی» (تظاهر به احساسات مثبت) مشهود است تا «عمقی» (تغییر واقعی احساسات). در حوزه هویت حرفه ای، بندورا (۱۹۹۷) بر نقش «خودکارآمدی» تاکید داشت. تحقیقات نشان داده اند که معلمان با خودکارآمدی بالا، فشارهای شغلی را کمتر حس می کنند و عملکرد بهتری دارند. نجفی و همکاران (۱۳۹۶) در مطالعه ای بر معلمان متوسطه اول ایران نشان دادند که حمایت مدیریتی و همکاری همکاران، رابطه مستقیمی با تقویت هویت حرفه ای معلمان دارد. وقتی معلمان احساس کنند که در تصمیم گیری های مدرسه نقش دارند، هویت حرفه ای آن ها تقویت می شود. برعکس، حاشیه رانی معلمان در تصمیم گیری ها، منجر به تضعیف هویت و افزایش استرس می شود.

نویسندگان