زحمت عاطفی زمانی رخ می دهد که معلم مجبور شود هیجانات خود را بر اساس قوانین سازمانی یا انتظارات حرفه ای مدیریت کند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_3727

تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405

چکیده مقاله:

شغل معلمی همواره به عنوان شغلی دوگانه معرفی شده است؛ از یک سو دارای جنبه های الهی و معنوی است و از سوی دیگر با چالش های پیچیده انسانی و سازمانی درگیر است. مسئله اصلی این پژوهش، نادیده گرفته شدن یا کم اهمیت دانستن ابعاد پنهان شغل معلمی در برنامه ریزی های آموزشی و مدیریتی است. اگرچه ابعاد آشکار شغل معلمی مانند تدریس، طراحی آموزشی و ارزشیابی به خوبی تعریف و بررسی شده اند، اما ابعاد پنهان مانند زحمت عاطفی، استرس پنهان، تعارضات نقش و فرسودگی شغلی، اغلب به عنوان «مشکلات فردی» معلمان برچسب خورده اند و نه به عنوان «مشکلات ساختاری شغل» (رضایی و همکاران، ۱۳۹۸). این رویکرد کاهش گرا، باعث می شود که راهکارهای ارائه شده برای بهبود وضعیت معلمان، اغلب موقتی و سطحی باشند و ریشه های عمیق مشکلات را درمان نکنند. یکی از برجسته ترین ابعاد پنهان، «زحمت عاطفی» است. زحمت عاطفی زمانی رخ می دهد که معلم مجبور شود هیجانات خود را بر اساس قوانین سازمانی یا انتظارات حرفه ای مدیریت کند. در کلاس درس، معلم باید دائما لبخند بزند، صبر نشان دهد و انرژی مثبت ساطع کند، حتی زمانی که از نظر شخصی خسته، بیمار یا تحت استرس است. این ناسازگاری بین احساس واقعی و احساس نمایشی، منجر به «فرسایش عاطفی» می شود. مطالعات نشان داده اند که معلمان ایرانی به دلیل تراکم بالای دانش آموزان و تنوع فرهنگی و اجتماعی آن ها، زحمت عاطفی بسیار بالاتری نسبت به معلمان در برخی کشورهای توسعه یافته دارند (احمدی و زارعی، ۱۳۹۷). این زحمت اگر مدیریت نشود، منجر به پدیده ای به نام «ازخودبیگانگی شغلی» می شود که در آن معلم احساس می کند دیگر ارتباطی با دانش آموزان و محتوای درسی ندارد.

نویسندگان