فناوری می تواند برابری را ترویج کند، اما در عمل، دسترسی ناعادلانه به زیرساخت های دیجیتال و سواد فناوری، شکاف های طبقاتی را عمیق تر کرده است
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 72
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_3717
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
یک چالش عملیاتی دیگر، شکاف دیجیتال و نابرابری دسترسی است. اگرچه فناوری می تواند برابری را ترویج کند، اما در عمل، دسترسی ناعادلانه به زیرساخت های دیجیتال و سواد فناوری، شکاف های طبقاتی را عمیق تر کرده است. این نابرابری نه تنها در دسترسی به سخت افزار، بلکه در «سواد انتقادی دیجیتال» نیز دیده می شود. بسیاری از فراگیران و حتی معلمان، فاقد مهارت های لازم برای نقد محتوا، تشخیص اخبار جعلی و استفاده اخلاقی از فناوری هستند. این کمبود سواد، اصالت آموزشی را از آن جهت که آموزش باید منجر به آزادی و خودمختاری فرد شود، تهدید می کند (حسینی و رضوانی، ۱۴۰۲).در نهایت، مسئله ارزیابی و سنجش نیز با چالش مواجه است. سیستم های سنتی بر آزمون های کتبی و حفظیات تمرکز داشتند که خود نقد برانگیز بود، اما سیستم های دیجیتال نیز با تمرکز بر داده های کمی و ردیابی رفتار، خطر تقلیل انسان به یک مجموعه داده را دارند. اصالت آموزشی نیازمند روش های ارزیابی کیفی، پروژه محور و بازتابی است که بتواند رشد تمام ساحتی فرد را بسنجد، نه تنها میزان اطلاعات ذخیره شده در حافظه او را. فقدان این ابزارهای ارزیابی در پلتفرم های موجود، یکی از موانع اصلی حفظ کیفیت و اصالت آموزش در عصر دیجیتال است.بنابراین، مسئله این پژوهش تبیین راهکارهای عملی و نظری برای عبور از این چالش ها و دستیابی به مدلی آموزشی است که در آن، فناوری در خدمت ارتقای کرامت انسانی، تقویت پیوندهای اجتماعی و انتقال خرد بومی قرار گیرد، نه اینکه به ابزاری برای کنترل، پایش و کالایی سازی تبدیل شود.
نویسندگان
حسین جفره
دبیر