تحلیل فلسفی کاربست نظریه ریسمان در استدلال های الحادی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 99

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JEPHR-5-1_005

تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405

چکیده مقاله:

این مقاله به نقد مبانی فلسفی استدلال هایی می پردازد که از نظریه ریسمان برای انکار وجود خدا استفاده می کنند و نشان می دهد که این استدلال ها ریشه در یک رویکرد پوزیتیویستی افراطی دارند. این دیدگاه، که تنها دانش حاصل از تجربه و مدل های فیزیکی را معتبر می داند، تلاش می کند تا مسائل متافیزیکی را با ابزارهای علمی حل کند. با این حال، ما استدلال می کنیم که چنین رویکردی با یک خلط قلمروهای معرفتی همراه است؛ چرا که فیزیک به «چگونگی» جهان می پردازد، در حالی که پرسش های مربوط به وجود خالق در قلمرو «چرایی» و متافیزیک جای می گیرد. در ادامه، مقاله با تحلیل دقیق استدلال هایی مانند چندجهانی و خودبسندگی قوانین، نشان می دهد که این ایده ها، حتی اگر از نظر علمی معتبر باشند، به طور کامل به پرسش های بنیادی مانند منشا نهایی هستی و ماهیت قوانین پاسخ نمی دهند. همچنین، به این نکته اشاره می شود که نظریه ریسمان به دلیل فرضی بودن و نبود شواهد تجربی، نمی تواند مبنای قطعی برای نتیجه گیری های فلسفی باشد. در نهایت، این مقاله نتیجه گیری می کند که نظریه ریسمان، به جای اینکه یک تهدید برای الهیات باشد، می تواند به عنوان یک محرک برای تاملات عمیق تر در خصوص ارتباط علم و ایمان عمل کند. با درک این موضوع که علم و دین هر یک در حوزه خود به دنبال حقیقت هستند، می توان به جای تضاد، به هم افزایی میان آنها دست یافت.

نویسندگان

سید محسن هاشمی

دانشجوی دکتری، فلسفه دین، دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران

محمد محمدرضایی

استاد تمام فلسفه دین دانشگاه تهران