از قانونمندی طبیعت تا تشخص زدایی؛ سنجش مبانی کلامی نظریه فراستخواه در خصوص اسماء و افعال الهی
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 111
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JEPHR-5-1_011
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
چگونگی جمع میان فاعلیت متشخص الهی و نظام قانونمند طبیعت، از چالش های بنیادین کلامی در جهان معاصر است. در پاسخ به این چالش، مقصود فراستخواه با انگیزه ای جامعه شناختی، نظریه بازتفسیر اسماء و افعال الهی، به قانون مندی طبیعت را مطرح کرده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل و نقد مبانی و پیامدهای این نظریه، به روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر مبانی کلامی و فلسفی اسلامی به ارزیابی آن می پردازد. یافته ها نشان می دهد که نظریه مذکور، اگرچه با دغدغه کارآمدسازی دین و مقابله با تلقی های عامیانه شکل گرفته، اما با فروکاستن مفاهیمی چون رزق، شفا و هدایت به برآیند عملکرد نظام طبیعت، به نتایج چالش برانگیزی منجر می شود. مهم ترین این پیامدها، تشخص زدایی از خداوند و تبدیل او به یک نظام غیرمتشخص، تهی سازی مفاهیمی چون دعا و توکل از محتوای ارتباطی و در نتیجه، انکار امکان وقوع معجزه و استجابت دعاست که با تصویر قرآنی خداوند در تعارض است. در مقابل، این مقاله نشان می دهد که الگوی «سلسله مراتب طولی علل» در حکمت متعالیه، راهکاری کارآمد برای حل مسئله، ارائه می دهد. این الگو با تبیین رابطه طولی میان فاعلیت الهی و اسباب طبیعی، هم قانونمندی جهان را حفظ می کند و هم جایگاه خداوند به عنوان فاعل حی و قیوم و همچنین امکان ارتباط دوسویه با او را تثبیت می نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی رضائی
گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.
علی اکبر کلانتری
گروه علوم قرآن و حدیث، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران.