<span lang="FA">خوانش رفتار و تجربه زیسته کاربران در فضای شهری (مطالعه موردی: بازار تاریخی کرمان)
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 116
فایل این مقاله در 24 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_RAU-5-1_007
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
یکی از چالشهای بنیادین در طراحی و برنامهریزی فضاهای عمومی شهری، تبیین سازوکار شکلگیری الگوهای رفتاری و نقش همزمان ابعاد کالبدی و زمانی در تجربه کاربران است. این پژوهش با هدف تحلیل تعامل «کالبد پایدار» و «زمان رویدادی» و تاثیر آن بر رفتارهای شهری و ادراکات ذهنی، بازار تاریخی کرمان را در حدفاصل میدان توحید تا میدان گنجعلیخان مورد مطالعه قرار میدهد. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که ابعاد کالبدی و ریتمهای زمانی چگونه الگوهای رفتاری کاربران را در یک فضای عمومی تاریخی بازآرایی میکنند؟ و این تغییرات رفتاری چه بازتابی در ادراک محیطی و ساختارهای شناختی کاربران دارد؟ پژوهش با استفاده از طرح ترکیبی همگرا انجام شده است؛ بهگونهای که دادههای کمی و کیفی به صورت موازی و در یک چارچوب زمانی–مکانی مشترک گردآوری و در سطح تفسیر مکانی–مفهومی ادغام شدهاند. در بخش کمی، الگوهای رفتاری کاربران از طریق مشاهده نظاممند و ثبت تصویری زمانبندیشده طی ۱۴ روز (۷ روز پیش از نوروز و ۷ روز در ایام نوروز) استخراج و ۴۲۳۸ رویداد رفتاری در پنج دسته عبوری/ ضروری، توقف کوتاه، توقف بلند، اختیاری و اجتماعی کدگذاری و تحلیل شد. در بخش کیفی، با استفاده از نمونهگیری نظری، نقشههای شناختی و مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۶۰ نفر از کاربران بازار گردآوری و با روش تحلیل مضمون بررسی گردید. یافتهها نشان میدهد نوروز به عنوان یک ریتم زمانی رویدادی، با ارتقای کیفیت تجربه محیطی، موجب افزایش معنادار رفتارهای اجتماعی و اختیاری و جابهجایی کانونهای فعالیت از راستههای عبوری به میدانها و گرههای فضایی میشود؛ بهگونهای که سهم رفتارهای عبوری از ۶۲٪ به ۳۸٪ کاهش و رفتارهای اجتماعی از ۴٪ به ۱۵٪ افزایش مییابد. همچنین همپوشانی قابلتوجهی میان کانونهای تراکم رفتاری در ایام نوروز و عناصر برجسته در نقشههای شناختی جمعی مشاهده شد که بیانگر پیوند ساختاری میان نشانههای کالبدی، جذابیت ادراکی و اجتماعپذیری فضا است. نتایج پژوهش نشان میدهد فهم فضاهای عمومی تاریخی مستلزم تحلیل یکپارچه چهار مولفه کالبد، زمان، رفتار و ادراک است و مدیریت این فضاها باید با رویکردی رویدادمحور و انعطافپذیر، از ظرفیتهای پنهان کالبد تاریخی برای تقویت تجربه اجتماعی و هویت جمعی بهره گیرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
میترا قربی
استادیار گروه شهرسازی، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :