پرورش خلاقیت دانش آموزان در برابر تولید محتوای هوش مصنوعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFSSPS01_1094
تاریخ نمایه سازی: 1 تیر 1405
چکیده مقاله:
در عصر حاضر که فناوری های نوین اطلاعاتی و ارتباطی به سرعت در حال تحول و دگرگونی هستند، ظهور و گسترش هوش مصنوعی مولد به ویژه در حوزه تولید محتوا، تحولات بنیادینی را در ابعاد مختلف زندگی بشری ایجاد کرده است. سیستم های هوش مصنوعی مولد همچون چت جی پی تی، مدل های زبانی بزرگ، ابزارهای تولید تصویر مانند دال-ای و میدجورنی و همچنین پلتفرم های تولید محتوای خودکار، توانایی تولید متون، تصاویر، ویدئوها و حتی آثار موسیقایی را با کیفیتی شگفت انگیز و در زمانی بسیار کوتاه دارند و این قابلیت ها به طور فزاینده ای در حال پیشرفت و ارتقا هستند. این تحولات عظیم و بی سابقه، سوال ها و چالش های عمیقی را پیرامون آینده خلاقیت انسانی مطرح ساخته است و این پرسش اساسی را به ذهن متبادر می سازد که آیا خلاقیت انسانی در برابر تولید محتوای هوش مصنوعی توانایی بقا و پویایی دارد یا خیر و اگر چنین است، چگونه می توان خلاقیت انسانی را در عصر هوش مصنوعی تقویت، توسعه و پرورش داد تا انسان ها همچنان بتوانند نقش فعال و محوری خود را در فرایند تولید محتوا و خلق اثر هنری و علمی حفظ کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل راهکارهای پرورش خلاقیت در برابر تولید محتوای هوش مصنوعی طراحی و اجرا شده است و تلاش می کند تا با نگاهی جامع و چندبعدی به این مسئله مهم بپردازد. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی و از نوع مطالعات کتابخانه ای و اسنادی بوده است و محقق با بهره گیری از منابع فارسی و انگلیسی معتبر علمی، نظرات خبرگان و صاحبنظران حوزه های مختلف از جمله روان شناسی، علوم تربیتی، علوم شناختی، فلسفه ذهن، هنر و فناوری اطلاعات، به گردآوری و تحلیل داده ها و اطلاعات مورد نیاز پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که خلاقیت انسانی دارای ویژگی ها و ابعادی است که آن را از تولید محتوای هوش مصنوعی متمایز می سازد و این تمایزها شامل تجربه های عاطفی و احساسی عمیق، زمینه های فرهنگی و اجتماعی منحصربه فرد، شهود و الهام درونی، توانایی تفکر انتقادی و استدلال منطقی، و همچنین قابلیت ایجاد ارتباطات معنادار انسانی با مخاطبان است. بر اساس نتایج این پژوهش، پرورش خلاقیت در عصر هوش مصنوعی نیازمند رویکردی نظام مند و چندوجهی است که شامل آموزش مهارت های تفکر واگرا و خلاقانه، تقویت تفکر انتقادی و تحلیلی، توسعه سواد رسانه ای و دیجیتال، تشویق به تجربه اندوزی و آزمون وخطا، ایجاد فضای امن برای شکست و ریسک پذیری، بهره گیری هوشمندانه از ابزارهای هوش مصنوعی به عنوان مکمل و نه جایگزین خلاقیت انسانی، و در نهایت تقویت هویت فردی و اعتمادبه نفس هنرمندان و تولیدکنندگان محتوا می باشد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که استفاده ترکیبی و هوشمندانه از هوش مصنوعی در کنار تقویت مهارت های خلاقانه انسانی می تواند به نتایج مطلوب تری در حوزه تولید محتوا منجر شود و نگاه تعاملی و هم افزا به جای نگاه تقابلی و مقابله ای، رویکرد مناسب تری برای مواجهه با این چالش محسوب می شود. نتایج این پژوهش می تواند مورد استفاده policymakers حوزه آموزش و پرورش، اساتید دانشگاه، پژوهشگران، هنرمندان، تولیدکنندگان محتوا و تمامی افرادی قرار گیرد که به نحوی با مقوله خلاقیت و تولید محتوا در ارتباط هستند و می تواند راهنمایی کاربردی و عملی برای حفظ و ارتقای خلاقیت انسانی در عصر هوش مصنوعی فراهم آورد. این پژوهش با محدودیت هایی نیز مواجه بوده است که از جمله می توان به سرعت بالای تحولات فناورانه در حوزه هوش مصنوعی و همچنین محدودیت منابع فارسی در برخی زیربخش ها اشاره کرد. در پایان، پیشنهاداتی برای پژوهش های آتی ارائه شده است که از جمله می توان به انجام مطالعات میدانی و تجربی در زمینه تاثیر هوش مصنوعی بر خلاقیت دانش آموزان و دانشجویان، طراحی و اجرای مداخلات آموزشی مبتنی بر پرورش خلاقیت، و همچنین بررسی تفاوت های فرهنگی و بومی در مواجهه با تولید محتوای هوش مصنوعی اشاره نمود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مریم ایرانمنش
کارشناسی ارشد ادبیات
اکرم اسحاقی
کارشناسی الهیات و معارف اسلامی
طیبه جلالی مقدم
کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی توریسم
مریم شعبانی
کارشناسی علوم قرآنی