بررسی مدل چندسطحی تاثیر فرهنگ مدرسه بر میزان بهره گیری معلمان از آموزش های نوین
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3210
تاریخ نمایه سازی: 31 خرداد 1405
چکیده مقاله:
تحولات سریع دانش و فناوری در دهه های اخیر موجب شده است که نظام های آموزشی بیش از گذشته به سمت بهره گیری از رویکردهای نوین آموزشی حرکت کنند. با این حال، میزان استفاده معلمان از روش ها و فناوری های آموزشی نوین تنها به مهارت های فردی آنان محدود نمی شود و عوامل سازمانی و فرهنگی مدرسه نیز در این زمینه نقش تعیین کننده ای دارند. در این میان، فرهنگ مدرسه به عنوان مجموعه ای از ارزش ها، هنجارها، باورها و الگوهای تعاملی حاکم بر محیط آموزشی می تواند زمینه ساز پذیرش یا مقاومت در برابر نوآوری های آموزشی باشد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی مدل چندسطحی تاثیر فرهنگ مدرسه بر میزان بهره گیری معلمان از آموزش های نوین انجام شده است.این مطالعه با رویکرد کمی و بر اساس الگوی تحلیل چندسطحی طراحی شده است تا بتواند تاثیر هم زمان عوامل فردی و سازمانی را بر رفتار آموزشی معلمان بررسی کند. جامعه آماری پژوهش را معلمان مدارس تشکیل می دهند که با استفاده از روش نمونه گیری مناسب انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای ساختاریافته در دو سطح فردی و مدرسه ای بوده است که ابعاد مختلف فرهنگ مدرسه مانند همکاری حرفه ای، حمایت مدیریتی، اعتماد سازمانی، یادگیری سازمانی و جو نوآوری را مورد سنجش قرار می دهد. همچنین میزان بهره گیری معلمان از آموزش های نوین از طریق شاخص هایی مانند استفاده از فناوری های آموزشی، روش های تدریس فعال، یادگیری مشارکتی و رویکردهای یادگیرنده محور اندازه گیری شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که فرهنگ مدرسه نقش معناداری در میزان استفاده معلمان از آموزش های نوین دارد. به ویژه مولفه هایی مانند حمایت مدیریتی، فضای اعتماد و تعامل حرفه ای میان معلمان، و تاکید مدرسه بر یادگیری مستمر بیشترین تاثیر را در تقویت گرایش معلمان به استفاده از روش های نوین آموزشی دارند. نتایج تحلیل چندسطحی همچنین بیانگر آن است که بخشی از تفاوت در میزان بهره گیری معلمان از آموزش های نوین به تفاوت های بین مدارس و ویژگی های فرهنگی آن ها مربوط می شود، نه صرفا ویژگی های فردی معلمان. این امر نشان می دهد که ایجاد فرهنگ مدرسه ای مبتنی بر نوآوری، همکاری و یادگیری سازمانی می تواند زمینه ساز توسعه روش های تدریس نوین در محیط های آموزشی باشد.بر اساس نتایج این پژوهش، تقویت فرهنگ مدرسه ای حمایتی و نوآورانه، توسعه رهبری آموزشی مدیران، و ایجاد فرصت های تعامل و یادگیری حرفه ای برای معلمان می تواند به افزایش استفاده از آموزش های نوین در مدارس کمک کند. همچنین سیاست گذاران آموزشی می توانند با توجه به رویکرد چندسطحی در برنامه ریزی های خود، زمینه های سازمانی و فرهنگی لازم برای گسترش نوآوری های آموزشی را فراهم سازند. در مجموع، نتایج این مطالعه نشان می دهد که تحول در شیوه های آموزش تنها از طریق توانمندسازی فردی معلمان محقق نمی شود، بلکه نیازمند شکل گیری فرهنگی حمایتی و یادگیرنده در سطح مدرسه است که نوآوری آموزشی را ارزشمند و قابل تحقق سازد.
نویسندگان
مهدی شهبازی جله کران
آموزش و پرورش