مفهوم پردازی تفکرطراحی در برنامه درسی آموزش عالی تحلیلی کیفی مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPECS03_118

تاریخ نمایه سازی: 31 خرداد 1405

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: در دهه اخیر، تفکرطراحی به عنوان رویکردی انسان محور و نوآورانه برای حل مسائل پیچیده، توجه فزاینده ای در آموزش عالی به خود جلب کرده است. با این حال، تعدد تعاریف، ابهام در فراینداجرایی و شکاف میان نظریه و عمل، به ویژه از منظر برنامه درسی، چالش هایی جدی ایجاد کرده است. هدف این پژوهش، واکاوی و مفهوم پردازی تفکرطراحی از منظر برنامه درسی آموزش عالی و ارائه چارچوبی یکپارچه از این مفهوم بوده است.روش: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و به شیوه تحلیل اسنادی مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای نظام مند انجام شد. از میان ۳۲۷ منبع اولیه، ۶۸ منبع معتبر علمی (از ۱۹۶۹ تا ۲۰۲۵) بر اساس معیارهای ورود و خروج، برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون در شش مرحله کدگذاری و مقوله بندی شدند. برای اعتبارسنجی، از معیارهای باورپذیری، انتقال پذیری، قابلیت اتکا و تاییدپذیری استفاده شد.یافته ها: تحلیل ها به استخراج چهار مضمون فراگیر انجامید: ۱.فکرطراحی به مثابه چتری مفهومی با چهاربعدذهنیت، فرایند، روش/ابزار و رویکرد میان رشته ای-مشارکتی۲.کالبدشکافی فرایند با شناسایی چهار مولفه کانونی شامل انسان مداری همدلانه، چرخه های تکراری و غیرخطی، هم آفرینی میان رشته ای و نمونه سازی به مثابه تفکر۳. دلالت هایی برای برنامه درسی مشتمل بر پرورش ذهنیت طراحی به عنوان پیامد یادگیری، تلفیق مسئله محوری با روایت طراحی به عنوان استراتژی آموزشی، و ضرورت ارزشیابی های فرایندمدار۴. تنش ها و شکاف های نظری-عملی شامل شکاف میان فلسفه غنی و مدل های اجرایی محدود، ناهم خوانی ساختارهای دانشگاهی با ماهیت چابک تفکرطراحی و کمبود پژوهش های میدانی. یافته ها با بخش عمده ادبیات موجود هم سو بوده و در عین حال، شکاف های ارزشیابی و زمینه ای را برجسته تر ساخته است.نتیجه گیری: پژوهش حاضر با ارائه چارچوب مفهومی یکپارچه، گامی در جهت کاهش ابهام های مفهومی تفکرطراحی در برنامه درسی آموزش عالی برداشته است. تحقق وعده تفکرطراحی مستلزم پذیرش آن به مثابه یک پارادایم فکری، اصلاحات ساختاری در نظام های دانشگاهی و سرمایه گذاری در توسعه حرفه ای اساتید است. مطالعات میدانی آتی برای مستندسازی تجارب اجرایی و طراحی مدل های بومی ضرورت دارد.

نویسندگان

سیده مرضیه ری شهری زاده

گروه علوم تربیتی، واحد میمه، دانشگاه آزاد اسلامی، میمه، ایران

فرزانه واصفیان

گروه علوم تربیتی، واحد میمه، دانشگاه آزاد اسلامی، میمه، ایران(مسئول مکاتبات)

نفیسه رفیعی

استادیار گروه علوم تربیتی و روانشناسی،دانشگاه پیام نور،تهران ،ایران