چگونه توانستم گوشه گیری و انزوای یکی از دانش آموزان در کلاس درس را رفع کنم و روابط اجتماعی او را تقویت کنم؟

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 49 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CHEZSI01_476

تاریخ نمایه سازی: 31 خرداد 1405

چکیده مقاله:

گوشه گیری و انزوای اجتماعی دانش آموزان یکی از مسائل مهم تربیتی و آموزشی در محیط مدرسه است که می تواند بر یادگیری، اعتمادبه نفس، مشارکت کلاسی، سلامت روان و کیفیت روابط بین فردی آنان تاثیر منفی بگذارد. این اقدام پژوهی با هدف بررسی و رفع گوشه گیری یکی از دانش آموزان در کلاس درس و تقویت روابط اجتماعی او انجام شد. مسئله اصلی پژوهش زمانی آشکار گردید که یکی از دانش آموزان کلاس، در فعالیت های گروهی مشارکت چندانی نداشت، کمتر با همکلاسی های خود گفت وگو می کرد، در زنگ تفریح بیشتر تنها می ماند و هنگام پرسش و پاسخ کلاسی دچار اضطراب و سکوت می شد. این رفتارها به تدریج موجب کاهش ارتباط او با گروه همسالان، افت انگیزه تحصیلی و کاهش احساس تعلق به کلاس شده بود.در مرحله تشخیص مسئله، با استفاده از روش هایی مانند مشاهده مستقیم رفتار دانش آموز در کلاس و حیاط مدرسه، گفت وگوی فردی با دانش آموز، بررسی وضعیت تعامل او با همکلاسی ها، مشورت با والدین و تبادل نظر با عوامل مدرسه، اطلاعات لازم گردآوری شد. یافته های اولیه نشان داد که کمبود اعتمادبه نفس، ترس از قضاوت دیگران، نداشتن تجربه موفق در ارتباط با همسالان، وابستگی عاطفی، و گاهی برخوردهای ناآگاهانه برخی دانش آموزان، از مهم ترین عوامل موثر بر گوشه گیری و انزوای او بوده است. همچنین مشخص شد که این دانش آموز از نظر توانایی درسی در سطح قابل قبولی قرار دارد، اما به دلیل ضعف در مهارت های ارتباطی و احساس ناامنی اجتماعی، توانایی های خود را در جمع بروز نمی دهد.برای حل مسئله، مجموعه ای از راهکارهای تربیتی، عاطفی و آموزشی طراحی و اجرا شد. نخست، تلاش شد رابطه ای امن، صمیمی و مبتنی بر اعتماد میان معلم و دانش آموز شکل گیرد تا او احساس کند در کلاس مورد پذیرش و حمایت قرار دارد. سپس با دادن مسئولیت های ساده و قابل انجام مانند توزیع برگه ها، کمک به نظم کلاس، خواندن یک جمله کوتاه یا همکاری در انجام فعالیت های آموزشی، زمینه حضور تدریجی او در جمع فراهم شد. در ادامه، فعالیت های گروهی کوچک با ترکیب هدفمند دانش آموزان طراحی گردید تا دانش آموز مورد نظر در کنار همکلاسی های صمیمی تر، تجربه ارتباط موفق و بدون فشار را به دست آورد. همچنین از روش تشویق کلامی، تقویت مثبت، بازی های گروهی، مشارکت در نمایش های کوتاه کلاسی، کاردستی مشترک، گفت وگوهای هدایت شده و آموزش غیرمستقیم مهارت های اجتماعی استفاده شد.در فرایند اجرای اقدام، توجه شد که دانش آموز به صورت ناگهانی در موقعیت های دشوار اجتماعی قرار نگیرد، بلکه فرصت یابد به تدریج و با آرامش وارد تعاملات کلاسی شود. همزمان با اجرای برنامه، با دانش آموزان دیگر نیز درباره احترام به تفاوت های فردی، دوستی، همکاری، همدلی و پرهیز از تمسخر گفت وگو شد. این اقدام باعث شد فضای کلاس پذیراتر و حمایتگرتر شود. خانواده دانش آموز نیز در جریان برنامه قرار گرفتند و از آنان خواسته شد در خانه نیز فرصت هایی برای گفت وگو، تصمیم گیری و ارتباط اجتماعی فرزندشان فراهم کنند.پس از اجرای راهکارها، شواهد به دست آمده نشان داد که رفتار دانش آموز به طور قابل توجهی تغییر کرده است. او به تدریج در فعالیت های کلاسی شرکت کرد، در گروه های کوچک همکاری بیشتری نشان داد، هنگام صحبت کردن در جمع اضطراب کمتری داشت و در زنگ تفریح با چند نفر از همکلاسی های خود ارتباط برقرار نمود. همچنین میزان لبخند، تماس چشمی، داوطلب شدن برای انجام کارهای ساده و پاسخ دادن به پرسش های معلم افزایش یافت. این تغییرات نشان داد که ایجاد فضای امن روانی، تقویت اعتمادبه نفس، استفاده از فعالیت های گروهی هدفمند و همراهی خانواده می تواند در کاهش گوشه گیری دانش آموزان و تقویت روابط اجتماعی آنان نقش موثری داشته باشد.نتیجه این اقدام پژوهی نشان می دهد که گوشه گیری دانش آموزان پدیده ای قابل اصلاح است، به شرط آنکه معلم با نگاه دقیق، صبورانه و علمی به مسئله بنگرد و به جای برچسب زدن یا اجبار، از روش های تدریجی، عاطفی و مشارکتی استفاده کند. تجربه این پژوهش بیانگر آن است که مدرسه و کلاس درس تنها محل آموزش مفاهیم درسی نیست، بلکه محیطی مهم برای رشد اجتماعی، عاطفی و شخصیتی دانش آموزان به شمار می رود. بنابراین، توجه به دانش آموزان کم حرف، منزوی و گوشه گیر، بخشی ضروری از وظیفه تربیتی معلمان است و می تواند زمینه ساز افزایش عزت نفس، بهبود روابط اجتماعی، رشد مهارت های ارتباطی و موفقیت تحصیلی آنان شود.

نویسندگان