چگونه توانستم اضطراب یکی از دانش آموزان را با روش های تلفیقی کاهش داده و آن را برطرف سازم؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 9
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CHEZSI01_474
تاریخ نمایه سازی: 31 خرداد 1405
چکیده مقاله:
اضطراب دانش آموزان یکی از مسائل مهم و اثرگذار در فرایند یاددهی یادگیری است که می تواند عملکرد تحصیلی، روابط اجتماعی، اعتمادبه نفس، مشارکت کلاسی و حتی سلامت روانی آنان را تحت تاثیر قرار دهد. در جریان فعالیت آموزشی و تعامل روزمره با دانش آموزان، مشاهده شد که یکی از دانش آموزان کلاس هنگام پاسخ گویی شفاهی، حضور در جمع، شرکت در فعالیت های گروهی و انجام برخی تکالیف درسی دچار نشانه هایی مانند نگرانی شدید، لرزش صدا، اجتناب از مشارکت، کاهش تمرکز، سکوت طولانی، بی قراری و افت نسبی عملکرد تحصیلی می شود. این وضعیت نه تنها باعث کاهش کیفیت یادگیری او شده بود، بلکه به تدریج بر تصویر ذهنی وی از توانایی های خود نیز اثر منفی می گذاشت. بر همین اساس، مسئله اصلی این اقدام پژوهی آن بود که چگونه می توان با بهره گیری از روش های تلفیقی، اضطراب این دانش آموز را کاهش داد و زمینه بازگشت او به شرایط عادی، آرام و فعال آموزشی را فراهم ساخت.هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر اضطراب دانش آموز و اجرای راهکارهای کاربردی، انسانی و تربیتی برای کاهش اضطراب، افزایش آرامش روانی، تقویت اعتمادبه نفس و بهبود مشارکت آموزشی او بود. این اقدام پژوهی با رویکرد کیفی و در قالب چرخه های مشاهده، تشخیص مسئله، گردآوری اطلاعات، طراحی راه حل، اجرای مداخله، ارزیابی نتایج و اصلاح اقدامات انجام شد. برای گردآوری داده ها از روش هایی مانند مشاهده مستقیم رفتار دانش آموز در کلاس، گفت وگوی فردی با دانش آموز، بررسی وضعیت تحصیلی، تعامل با والدین، دریافت نظر همکاران آموزشی و ثبت تغییرات رفتاری استفاده گردید. تحلیل داده ها نشان داد که اضطراب دانش آموز ناشی از مجموعه ای از عوامل فردی، خانوادگی، آموزشی و عاطفی است؛ از جمله ترس از اشتباه کردن، نگرانی از قضاوت دیگران، تجربه ناکامی در پاسخ گویی، حساسیت نسبت به نمره، ضعف در ابراز وجود و کمبود احساس امنیت روانی در موقعیت های کلاسی.برای کاهش اضطراب دانش آموز، مجموعه ای از روش های تلفیقی و مرحله ای به کار گرفته شد. در گام نخست، رابطه ای امن، صمیمی و مبتنی بر اعتماد با دانش آموز برقرار شد تا او بتواند بدون ترس از سرزنش یا قضاوت، احساسات خود را بیان کند. سپس از راهکارهای روان شناختی ساده و قابل اجرا در مدرسه مانند گفت وگوی حمایتی، آموزش تنفس عمیق، تمرین آرام سازی، تقویت خودگویی مثبت، کاهش فشار مستقیم، تشویق تدریجی، واگذاری مسئولیت های کوچک، استفاده از فعالیت های گروهی کنترل شده و فراهم کردن فرصت موفقیت های کوچک استفاده شد. همچنین شیوه پرسش و پاسخ در کلاس برای این دانش آموز به صورت تدریجی تنظیم گردید؛ به گونه ای که ابتدا پاسخ گویی در موقعیت های کم تنش، سپس مشارکت در گروه های کوچک و در نهایت حضور فعال تر در جمع کلاس انجام شد. در کنار این اقدامات، با خانواده دانش آموز نیز تعامل صورت گرفت تا فضای خانه از نظر آرامش، حمایت عاطفی، کاهش مقایسه و پرهیز از فشار بیش از حد تحصیلی تقویت شود.نتایج حاصل از اجرای راهکارهای تلفیقی نشان داد که میزان اضطراب دانش آموز به تدریج کاهش یافت و نشانه های رفتاری او بهبود پیدا کرد. دانش آموز در هفته های نخست همچنان با نگرانی وارد موقعیت های کلاسی می شد، اما پس از تکرار تمرین ها و دریافت بازخوردهای مثبت، توانست با آرامش بیشتری در فعالیت ها شرکت کند. افزایش تماس چشمی، بهبود تمرکز، کاهش اجتناب، مشارکت بیشتر در فعالیت های گروهی، پاسخ گویی کوتاه اما داوطلبانه، افزایش اعتمادبه نفس و بهبود نسبی عملکرد درسی از مهم ترین نشانه های تغییر مثبت در او بود. همچنین گفت وگوهای انجام شده با خانواده و مشاهدات کلاسی نشان داد که دانش آموز در خارج از کلاس نیز آرام تر شده و نسبت به توانایی های خود نگرش مثبت تری پیدا کرده است.بر اساس یافته های این اقدام پژوهی می توان نتیجه گرفت که اضطراب دانش آموزان پدیده ای چندبعدی است و برای کاهش آن نمی توان تنها به یک روش محدود اکتفا کرد. استفاده از روش های تلفیقی، یعنی ترکیب حمایت عاطفی، اصلاح شیوه تعامل آموزشی، تقویت مهارت های فردی، تمرین های آرام سازی، مشارکت خانواده و ایجاد فضای امن در کلاس، می تواند تاثیر قابل توجهی در کاهش اضطراب دانش آموز داشته باشد. نقش معلم در این فرایند بسیار مهم است؛ زیرا معلم با مشاهده دقیق، برخورد همدلانه، پرهیز از برچسب زنی و ایجاد فرصت های تدریجی موفقیت می تواند زمینه رشد روانی و تحصیلی دانش آموز را فراهم کند. این تجربه نشان داد که وقتی دانش آموز احساس کند دیده می شود، درک می شود و برای پیشرفت او فرصت و حمایت وجود دارد، اضطراب جای خود را به آرامش، اعتماد و مشارکت فعال می دهد.
نویسندگان
ژیلا مرادی
آموزش و پرورش