تحلیل حقوقی اصل تمرکززدایی و جایگاه شهرداری ها در نظام حکمرانی محلی
محل انتشار: همایش بین المللی آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ANDIKACONF01_3199
تاریخ نمایه سازی: 31 خرداد 1405
چکیده مقاله:
اصل تمرکززدایی به عنوان یکی از بنیان های مهم حکمرانی نوین، نقش قابل توجهی در تقویت مدیریت محلی، افزایش کارآمدی نظام اداری و ارتقای مشارکت شهروندان در اداره امور عمومی ایفا می کند. در نظام های حقوقی معاصر، واگذاری بخشی از اختیارات دولت مرکزی به نهادهای محلی از جمله شهرداری ها، به عنوان راهکاری موثر برای تحقق مدیریت کارآمد شهری و پاسخگویی بهتر به نیازهای محلی مورد توجه قرار گرفته است. در نظام حقوقی ایران نیز هرچند اصل تمرکززدایی به طور مستقیم در قانون اساسی تصریح نشده، اما از طریق اصول مرتبط با شوراهای اسلامی شهر و روستا و ساختار مدیریت شهری قابل استنباط است. با این حال، چالش هایی نظیر محدودیت اختیارات نهادی، وابستگی مالی به دولت مرکزی و مداخله گسترده نهادهای ملی در تصمیم گیری های محلی، تحقق کامل این اصل را با موانع جدی مواجه کرده است.پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اصل تمرکززدایی و بررسی جایگاه شهرداری ها در نظام حکمرانی محلی انجام شده و می کوشد ضمن تبیین مبانی نظری و حقوقی تمرکززدایی، نقش و ظرفیت های شهرداری ها را در چارچوب قوانین و ساختار اداری ایران ارزیابی کند. پرسش اصلی پژوهش آن است که جایگاه حقوقی شهرداری ها در فرآیند تمرکززدایی چیست و تا چه اندازه می توان آنها را به عنوان نهادهای موثر در تحقق حکمرانی محلی کارآمد تلقی کرد. روش تحقیق در این مطالعه توصیفی تحلیلی بوده و داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل اسناد حقوقی و قوانین مرتبط با مدیریت شهری گردآوری شده است.یافته های پژوهش نشان می دهد که اگرچه قانونگذار با پیش بینی شوراهای اسلامی و اعطای برخی اختیارات به شهرداری ها گامی در جهت تحقق تمرکززدایی برداشته است، اما ساختار حقوقی موجود همچنان گرایش قابل توجهی به تمرکزگرایی دارد. محدودیت در استقلال مالی شهرداری ها، نظارت گسترده دولت مرکزی، تعدد نهادهای تصمیم گیر در مدیریت شهری و نبود چارچوب روشن برای توزیع اختیارات، از جمله عواملی هستند که مانع از تحقق کامل حکمرانی محلی مبتنی بر تمرکززدایی شده اند. در نتیجه، تقویت جایگاه حقوقی شهرداری ها، اصلاح قوانین مرتبط با مدیریت شهری و افزایش استقلال نهادی و مالی آنها می تواند به ارتقای کارآمدی نظام حکمرانی محلی و تحقق بهتر اصل تمرکززدایی کمک کند.بر این اساس، پژوهش حاضر نتیجه می گیرد که تحقق واقعی تمرکززدایی در نظام حقوقی ایران مستلزم بازنگری در ساختار توزیع قدرت میان دولت مرکزی و نهادهای محلی، تقویت اختیارات قانونی شهرداری ها و ایجاد سازوکارهای موثر برای مشارکت شهروندان در مدیریت شهری است. چنین اصلاحاتی می تواند زمینه شکل گیری حکمرانی محلی کارآمدتر، پاسخگوتر و نزدیک تر به نیازهای جامعه شهری را فراهم سازد.
نویسندگان
مریم یوسفی تبار
شهرداری بابل
فرشته طاهری نژاد
شهرداری بابل
هدی ذاکریان
شهرداری بابل
فرید فیروزیان حاجی
شهرداری بابل