یادگیری در گروه های چندسطحی؛ راهی برای کاهش وابستگی به معلم

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 37

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_453

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

نظام های آموزشی سنتی، به ویژه در بافت کلاس های درس ایران، اغلب بر محوریت معلم استوار هستند و الگوی تدریس یک سویه، دانش آموزان را به موجوداتی منفعل و وابسته به انتقال دانش از سوی معلم تبدیل می کند. این وابستگی، نه تنها خلاقیت و خودتنظیمی را تضعیف می کند، بلکه توانایی حل مسئله در موقعیت های واقعی زندگی را از یادگیرنده سلب می نماید. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی-استنتاجی به بررسی کاربست «یادگیری در گروه های چندسطحی» به عنوان راهبردی کارآمد برای کاهش این وابستگی می پردازد. مبانی نظری پژوهش بر نظریه منطقه تقریبا رشد (ZPD) ویگوتسکی، نظریه بار شناختی و یادگیری خودتنظیم بندورا استوار است. یافته های حاصل از تحلیل پیشینه پژوهش نشان می دهد که گروه های چندسطحی با ایجاد ساختارهای حمایتی همتا، توزیع نقش های شناختی و افزایش تعاملات افقی، به تدریج جایگاه معلم را از «منبع انحصاری دانش» به «تسهیل گر و طراح موقعیت های یادگیری» تغییر می دهند. در این ساختار، دانش آموزان سطوح بالاتر از طریق آموزش به همگروهی های سطح پایین تر، دانش خود را بازآرایی می کنند و دانش آموزان سطح پایین تر نیز بدون فشار روانی ناشی از حضور معلم، به کشف راهبردهای شخصی می پردازند. نتایج بحث نشان می دهد که پیاده سازی نظام مند گروه های چندسطحی، مستلزم تغییر در نقش پذیری معلم، طراحی تکالیف باز و مبتنی بر پروژه، و ارزشیابی کیفی به جای کمی است. مقاله در نهایت با ارائه یک مدل عملیاتی برای اجرای این رویکرد در کلاس های چندپایه و تک پایه کشور، بر لزوم توانمندسازی معلمان در روش های مدیریت پویای گروه تاکید می کند.

نویسندگان

صدیقه زاهد

نویسنده سوم

فاطمه بلوچی

نویسنده چهارم