مطالعه تطبیقی طلاق و بیوه زنان در ادیان ابراهیمی(اسلام، مسیحیت و یهود)

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLPPI03_072

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

خانواده که از گران بهاترین پایه های بشر است که امکان تزلزل دارد و زوجین عزم فراق می کنند. مسئله طلاق در ادیان ابراهیمی، هرچند در یک ردیف هستند؛ لکن در مورد تاثیرات آنها بر خانواده مخصوصا بیوه زنان، دارای سخنان مختلفی هستند. پژوهش پیشه رو با روش توصیفی-تحلیلی در پی آن است که جایگاه حساس زن در این هنجار، مخصوصا در دوران پس از طلاق است. جایی که یهود و مسیحیت در ضمن احکام سنگین در مسئله طلاق همچون عدم اجازه طلاق مگر در مواردی، در موقعیت های مختلفی حامی بیوه زنان هستند؛ اما میزان اهمیت اسلام در دیدگاه، نهی و اجرای حقوقی مسئله طلاق و توجه به زنان بیوه اعم از مسکن، نفقه و حق ازدواج بیشتر اهمیت قائل است. در نگاه کلی، طلاق از نظر اسلام نکوهش گردیده و در مسیح و یهود مگر در موارد خاص، حرام است. بیوه زنان در ادیان ابراهیمی حمایت شده اند. در اسلام بنا بر جایگاه آسیب پذیر زن نسبت به این هنجار، حمایت مالی بیشتری از زن شده و حقوقی چون اجرت المثل، نحله، مهریه و نفقه را به وی اختصاص داده اند. در حالیکه در یهود و مسیحیت زن تنها مستحق مهریه و دریافت نفقه در مقابل کارهای منزل، بنابر توانایی زوج می باشد، این خود نشان دهنده ی رابطه مالک و مملوکی است که بین زوجین حاکم است. در حالیکه در اسلام زن بنابر جایگاه شخصیتی خود، نفقه دریافت می کند که هیچ ارتباطی با کارهای وی در منزل ندارد و حتی می تواند در مقابل این کارها اجرتی جداگانه نیز دریافت نماید. از جمله حقوق غیر مالی که در هنگام طلاق مورد بررسی قرار می گیرد حق حضانت است که قوانین آن در هر یک از ادیان متفاوت است؛ ولی در هر سه دین، این مصلحت کودک است که مورد توجه قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهد که اگرچه هر دین چارچوب شرعی خاص خود را دارد، اما همه بر اهمیت حفظ کرامت و حمایت از زنان در دوران طلاق و بیوگی تاکید دارند. تفاوت ها عمدتا در نحوه تحقق حمایت های حقوقی و نوع محدودیت هاست که بازتابی از ساختارهای فرهنگی و تاریخی هر دین است. این مطالعه می تواند مبنایی برای ارتقاء سیاست ها و قوانین حمایت از زنان در جوامعی باشد که متاثر از آموزه های این ادیان هستند.

نویسندگان

مهدی متانت خو

دکتری مدرسی معارف قرآن و حدیث