ارزش و آثار کار و تولید در ترازوی حکمت علوی و اقتصاد مدرن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 14
فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
GHADIRM02_167
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
کار و تلاش از عناصر اساسی در شکوفایی استعدادها و ظرفیت های انسانی محسوب می شود. این مفهوم، که در طول تاریخ با وجود تنوع فرهنگی و اجتماعی همواره مورد توجه بوده، در سیره امام علی (علیه السلام) جایگاهی برجسته دارد. ایشان کار و تلاش را در کنار دانش، بینش، تقوا، ایمان، شجاعت، مدیریت و اخلاص، یکی از ارکان اصلی رشد فردی و اجتماعی معرفی کرده و آن را از لوازم زهد برشمرده اند. این تاکید نه تنها در منابع اسلامی، به ویژه نهج البلاغه، مشاهده می شود، بلکه در مکاتب اقتصادی و اجتماعی غیر اسلامی نیز بررسی و تحلیل شده است. در دوران مدرن، با افزایش چشمگیر جمعیت و پیچیدگی های اقتصادی، مساله اشتغال و تولید به یکی از چالش های اساسی جوامع تبدیل شد. نخستین بحران های اقتصادی و شغلی منجر به ظهور نظریه های مختلف اقتصادی شد که تلاش کردند سازوکارهای تولید و توزیع منابع را تبیین کنند. لیبرالیسم اقتصادی بر آزادی بازار و مالکیت خصوصی در ابزارهای تولید تاکید دارد. این نظریه، هرچند می تواند تا حدودی حامی قانون گذاری دولتی باشد، اما به طور کلی با مداخلات دولتی که منجر به محدودیت تجارت آزاد و رقابت اقتصادی می شوند، مخالفت می کند. در چارچوب این نظریه، بازار آزاد به عنوان سازوکاری خودتنظیم گر در نظر گرفته می شود که در صورت کاهش دخالت های خارجی، بهینه ترین تخصیص منابع را امکان پذیر می سازد. در مقابل، اقتصاد مارکسیستی بر تحلیل ساختارهای اقتصادی و اجتماعی از منظر تضادهای طبقاتی و نقش نیروی کار در تولید تاکید دارد. یکی از اصول کلیدی این نظریه مفهوم «کار مازاد» است، به این معنا که ارزش کالاها و خدمات صرفا شامل هزینه نیروی کار (دستمزد) و هزینه سرمایه (ماشین آلات و مواد) نیست، بلکه کار اضافی نیروی کار نیز در شکل گیری ارزش نقش دارد. این کار مازاد در نهایت به عنوان منبع سود سرمایه دار در فرآیند انباشت سرمایه عمل می کند. اقتصاد مارکسیستی به مکاتب مختلفی تقسیم شده و در مواردی تحلیل های مارکسی در کنار سایر رهیافت های اقتصادی به عنوان مکمل مورد استفاده قرار گرفته است. در مجموع، بررسی جایگاه کار از منظر مکاتب اقتصادی و فلسفی، به ویژه در نهج البلاغه و نظریه های مدرن، امکان درک عمیق تری از نقش تولید در تنظیم مناسبات اجتماعی و اقتصادی را فراهم می آورد. این مقایسه میان دیدگاه های اسلامی و مکاتب اقتصادی غربی می تواند شباهت ها و تفاوت های دو دیدگاه و بهترین کارآمدی را مشخص کند.
کلیدواژه ها:
ارزش کارو تولید ، آثارکار و تولید ، نهج البلاغه و اقتصاد ، کار و تولید ونهج البلاغه ، اقتصاد مدرن ونهج البلاغه
نویسندگان