چگونه توانستم با به کارگیری فنون روان شناختی، مشکل منزوی بودن یکی از دانش آموزانم به نام پارسا را در پایه سوم دبستان شهید علی محمد مرادی سیبک شهرستان بروجن حل کنم؟
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CHEZSI01_466
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
انزوا و گوشه گیری در دانش آموزان دوره ابتدایی، به ویژه در پایه سوم، می تواند بر رشد اجتماعی، پیشرفت تحصیلی، اعتمادبه نفس و احساس تعلق آنان به مدرسه اثر منفی بگذارد. این اقدام پژوهی با هدف بررسی و کاهش مشکل منزوی بودن یکی از دانش آموزان پایه سوم دبستان شهید علی محمد مرادی سیبک شهرستان بروجن به نام پارسا انجام شد. مسئله اصلی پژوهش از مشاهده رفتارهای روزمره پارسا در کلاس و حیاط مدرسه آغاز شد؛ او کمتر در فعالیت های گروهی شرکت می کرد، ارتباط محدودی با همکلاسی ها داشت، هنگام پرسش های کلاسی سکوت می کرد و بیشتر زمان های زنگ تفریح را به تنهایی سپری می نمود. این وضعیت باعث نگرانی در زمینه رشد اجتماعی، انگیزه یادگیری و مشارکت آموزشی او شده بود.روش پژوهش حاضر از نوع اقدام پژوهی کاربردی و مدرسه محور بود که در قالب چرخه های تشخیص مسئله، گردآوری شواهد، تحلیل داده ها، طراحی راهکار، اجرای اقدام و ارزیابی نتایج انجام گرفت. برای شناخت دقیق تر مشکل، از روش هایی مانند مشاهده مستقیم رفتار دانش آموز، گفت وگو با پارسا، بررسی تعامل او با همسالان، مشورت با والدین، بررسی عملکرد کلاسی و ثبت رویدادهای رفتاری استفاده شد. یافته های اولیه نشان داد که بخشی از انزوای پارسا ناشی از کمبود اعتمادبه نفس، ترس از قضاوت دیگران، ضعف در مهارت های ارتباطی و نداشتن تجربه موفق در فعالیت های جمعی بود.بر اساس تحلیل شواهد، مجموعه ای از فنون روان شناختی و تربیتی در محیط کلاس به کار گرفته شد. این راهکارها شامل تقویت مثبت، ایجاد رابطه عاطفی و امن میان معلم و دانش آموز، واگذاری مسئولیت های کوچک و قابل انجام، تشویق کلامی هدفمند، استفاده از فعالیت های گروهی کنترل شده، همیارسازی با دانش آموزان اجتماعی تر، بازی درمانی ساده در فضای کلاس، افزایش تدریجی مشارکت کلاسی، فرصت دادن برای بیان احساسات، آموزش مهارت های ارتباطی و ایجاد موقعیت های موفقیت آمیز برای پارسا بود. تلاش شد بدون برچسب زدن به دانش آموز، فضای کلاس به محیطی پذیرا، امن و حمایتگر تبدیل شود تا پارسا بتواند آرام آرام از حالت انزوا فاصله بگیرد.پس از اجرای اقدامات، تغییرات قابل توجهی در رفتار پارسا مشاهده شد. او به تدریج در فعالیت های گروهی شرکت کرد، در زنگ تفریح با چند نفر از همکلاسی های خود ارتباط برقرار نمود، هنگام انجام کارهای کلاسی اعتمادبه نفس بیشتری نشان داد و در برخی موقعیت ها داوطلب پاسخ گویی شد. همچنین میزان سکوت، کناره گیری و بی میلی او نسبت به حضور در جمع کاهش یافت. ارزیابی نهایی نشان داد که استفاده آگاهانه و پیوسته از فنون روان شناختی، همراه با صبر، ارتباط عاطفی موثر و تقویت رفتارهای مثبت، نقش مهمی در کاهش انزوای پارسا داشته است.نتایج این اقدام پژوهی نشان می دهد که معلم می تواند با شناخت دقیق نیازهای عاطفی و اجتماعی دانش آموزان، به کارگیری روش های روان شناختی مناسب و ایجاد فضای حمایتی در کلاس، مشکلات رفتاری و ارتباطی دانش آموزان منزوی را تا حد زیادی کاهش دهد. این تجربه نشان داد که انزوا در دانش آموزان ابتدایی همیشه نشانه بی علاقگی یا ضعف تحصیلی نیست، بلکه گاهی حاصل احساس ناامنی، کمرویی، ترس از شکست یا نداشتن مهارت ارتباطی است. بنابراین، برخورد تربیتی صحیح، تقویت عزت نفس و فراهم کردن فرصت های کوچک اما مستمر برای موفقیت، می تواند زمینه حضور فعال تر دانش آموز در جمع را فراهم سازد.
نویسندگان
حسین رحمانی بلداجی
آموزش و پرورش شهرستان بروجن، دبستان شهید علی محمد مرادی سیبک