تدریس و یا فعالیت های یادگیری- یاددهی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف نظام آموزشی عمل میکنند

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 8

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

SREDCONF01_4904

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

علم مسئولیت مستقیم تحقق اهداف آموزشی را در محیط های آموزشی بر عهده دارد. وی این کار را از طریق فرایند تدریس و با استفاده از فنون خاصی انجام می دهد. بنابراین تدریس و یا فعالیت های یادگیری- یاددهی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف نظام آموزشی عمل میکنند(قصریان، ۱۳۹۸ : ۲۳). از آنجایی که سال های نخست معلمی غالبا برای بسیاری از معلمان تازه استخدام دلهره آور است. این دوره منحصر به فردی است که دانشجومعلم به معلم دانش آموزان تبدیل می شود و نقش های جدیدی را هم به عنوان معلم و هم یکی از اعضای سازمان مدرسه به عهده می گیرد بیشترین فشار و سختی که معلمان در طول زندگی حرفه ای خود تحمل می کنند، در سال های آغازین شروع به کارشان است. از یک سو شدت فشار ناشی از مواجه شدن با پدیده های رایج در دنیای معلمی و مسائل و مشکلاتی که معلمان تازه استخدام به طور ویژه آن ها را تجربه می کنند، ممکن است تدریس را برای معلم مبتدی به امری هولناک و تجربه بی کسی و تنهایی تبدیل نموده و به غرق شدن معلم در مشکلات ختم شود(ایران نژاد، ۱۳۹۸ : ۳). از سوی دیگر معلمانی که در روستاها و مناطق دورافتاده به امر تعلیم و تربیت کودکان روستایی مشغولند با مشکلات عدید های مواجه باشند. تبعات این چالش ها و مشکلات که فراروی معلمان است، مخصوصا معلمان تازه استخدام که از تجارب کافی برخوردار نبوده و نمی تواند در موقعیت های مختلف علکس العمل های مناسب از خود نشان داده و تا حدودی مشکلات را مرتفع نماید لذا می تواند مستقیما بر کیفیت یادگیری و در نهایت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثر خواهد بود. درک و شناسایی عوامل موثر بر روند تدریس معلمان به خصوص در بافت و شرایط خاص روستایی می تواند گره گشای بسیاری از مسائل باشد، چرا که در اثربخشی برنامه های مدرسه که بازتاب سیاست ها و اولویت های نظام آموزشی است، با وجود این که معلم نقش کلیدی دارد اما تنها عامل موثر برآن نخواهد بود(احمدیان فر، ۱۳۹۷ : ۱۳). امکانات محلی و شرایط خاص روستایی از قبیل کم جمعیت بودن مناطق روستایی، فاصله ی زیاد آنها با مناطق شهری و پرجمعیت، فرهنگ غالب روستایی، وضعیت خانوادگی، فضای فیزیکی مدارس و غیره همه می توانند بر روند فرایند تدریس و یادگیری در مناطق روستایی موثر باشند و معلمان را با فرصت ها و یا چالش هایی مواجه سازند. علاوه بر موارد ذکر شده وجود کلاس های چندپایه که در مناطق روستایی از شیوع بالایی برخوردار است، شیوه ای از آموزش است که مسلما با شیوه ی معمول آموزش و تدریس در کلاس های تک پایه متفاوت خواهد بود. علاوه بر موارد فوق معلمان دارای نیازهای رشدی ویژه ای هستند که باید به شیوه های مناسبی پاسخ داده شود، شرایط خاص تدریس در روستاها برای معلمان تازه استخدام نیازهای متفاوتی را به وجود خواهد آورد که لازم است از مورد بررسی و شناسایی قرار گیرد(یعقوب نژاد و همکاران؛ ۱۳۹۴ :۷) بنابراین به علت وجود تفاوت هایی بین جوامع روستایی با جوامع شهری، آموزش نیز در این مناطق با مناطق شهری کاملا متفاوت خواهد بود. از طرفی برنامه های درسی متمرکز احتمال تشدید این تفاو تها را افزایش می دهد. این تفاوت ها مستقیما در کلاس درس و در حین فرایند تدریس نمایان هستند و برای معلمان در امر تدریس مشکلاتی را به وجود می آورند. حال آن که معلمان روستایی همانند همتایا نشان هستند که در مناطق شهری تدریس می کنند، به این معنا که از آموزش های قبل از خدمت همانند آنها برخوردار هستند(انصاری، ۱۳۹۸ : ۸۷). بنابراین معلمان تازه استخدام به علت نبود تجربه کافی درتدریس و عدم آشنایی به محیط آموزشی روستا ها و عدم آشنایی به فرهنگ روستا، نبود امکانات رفت او مدی و دوری از مرکزدر مناطق روستایی با چالش هایی روبرو هستندکه لازم است برای رفع و یا کاهش اثرات آنها اقداماتی جهت شناسایی آنها صورت گیرد. از طرفی عدم وجود تحقیقات آکادمیک در خصوص توجه به فرصت ها و چالش های معلمان تازه استخدام، نیاز انجام چنین تحقیقی را بیشتر می کند.

نویسندگان