علل و عوامل تاسیس و شکل گیری مدارس در مناطق روستایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16
فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SREDCONF01_4900
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
سازمان های آموزشی به عنوان مهم ترین، موثرترین و گسترده ترین سازمان هایی می باشند که تعلیم و تربیت رسمی افراد جامعه را بر عهده داشته و نقش تامین کننده ای برای منابع انسانی سایر سازمان ها به شمار می آیند، پس این امر نیازمند مدیریت صحیح منابع انسانی می باشد. اگرچه جذب نیروی انسانی شایسته از نظرتخصص، توانایی و مهارت علمی و اخلاقی در پیشبرد اهداف آموزش و پرورش موثر است اما در صورتی که به درستی توزیع و سازماندهی شود، نظام آموزشی موفقیت بیشتری را کسب خواهد کرد. از آنجایی که جذب، سازماندهی، انتقال و جابجایی نظام مند کارکنان از وظایف مهم مدیران و برنامه ریزان منابع انسانی آموزش و پرورش می باشد، به همین سبب انجام درست این فعالیت ها، پویایی و تحرک سازمانی و فردی را فراهم ساخته و باعث می گردد تا نیاز مناطق مختلف به پرسنل آموزشی را متعادل نموده و از انباشت یا کمبود نیروی انسانی جلوگیری نماید. با توجه به بررسی های انجام شده مناطق روستایی، همیشه با کمبود معلم روبه رو بوده دلیل این امر حضور این مدارس در بستر و شرایط خاص خود است؛ زیرا مناطق روستایی معمولا دورافتاده و نسبتا توسعه نیافته هستند؛ و از کمبود امکانات رفاهی،اجتماعی و اقتصادی برخوردار هستند در نتیجه، بسیاری از مدارس دارای مشکلات و چالش های خاص خود از قبیل کمبود معلم هستند. بنابراین نیاز است تا با شناسایی مشکلات جذب معلم برای مدارس روستایی و ارائه راهکارهایی جهت رفع این مشکلات قدمی موثر در راستای اعتلای عدالت آموزشی برداشته شود. معلمان در سیستم آموزش و پرورش جزو کلیدی ترین عناصر سرمایه ی انسانی محسوب می شوند. با توجه به اینکه تعلیم و تربیت در جوامع کمتر توسعه یافته، بیشتر از هر چیزی به وجود معلمان کارآمد نیازمند است، در تحقیق حاضر سعی شده است که چالش ها و موانع فراروی معلمان تازه استخدام شده در جوامع روستایی مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته و راه هایی جهت رفع آنها و یا بهبود آنها معرفی شود. در تحلیل داده ها از روش تحلیل تفسیری که یکی از روش های تحلیل مختص مطالعات موردی، است بهره گرفته شده است. در نهایت چهار مقوله به عنوان چالش های اساسی در نظر گرفته شد که شامل: ۱- چالش های خاص تدریس و آموزش ۲- چالش های غیر آموزشی و شخصی معلمان (۳- چالش های زمینه ای تدریس در مناطق روستایی ۴- چالش های اداری (شامل: گزینش نامناسب معلمان روستایی، نابسنده بودن آموزش های قبل و حین خدمت، نامناسب بودن برنامه های نظارت و راهنمایی، محدود بودن فرصت های رشد و توسعه ی حرفه ای معلمان، ضعیف بودن روابط انسانی در روابط سلسله مراتبی، فشارهای اداری جهت ارتقاء تحصیلی و همچنین ساختار جدید مدارس به صورت مجتمع های آموزشی و پرورشی). کاهش تمرکز در تدوین برنامه های درسی و نیز افزایش مشارکت معلمان در تدوین سیاست ها و راهبردهای سیستم آموزش و پرورش، افزایش فرصت های رشد و پیشرفت شغلی و حرفه ای معلمان روستایی، سازماندهی مجدد برنامه های آموزش معلمان قبل و ضمن خدمت، بهبود امکانات و تجهیزات مدارس روستایی و در نهایت توسعه سازمان غیررسمی و بهبود روابط انسانی می تواند بسیاری از موانع تدریس معلمان در مناطق روستایی را بر طرف سازد. آموزش و پرورش یکی از ارکان رشد و توسعه ی همه جانبه ی جامعه در دنیای امروز می باشد. همچنین وظیفه ی انتقال فرهنگ و شکوفاسازی آن، پرورش همه جانبه ی فرد و تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص را برعهده دارد. نظام آموزش و پرورش یک پدیده ی عام اجتماعی بوده و جزء لاینفک زندگی اجتماعی به شمار می رود. نظام آموزش و پرورش برای انجام وظایف خود در قبال جامعه هدف هایی را تدوین می نماید. هنگامی می توان اطمینان پیدا کرد که اهداف پیش بینی شده ی نظام آموزشی حاصل خواهند شد که: مسئولان اهداف را دریافته و آنها را بپذیرند، اهداف از موقعیت های واقعی زندگی سرچشمه بگیرند، امکانات و شرایط مورد نیاز فراهم باشد و خانواده و اجتماع با نظام آموزشی همکاری داشته باشند. از طرفی امروزه همه ی عوامل تربیتی اعم از معلم، محصل، خانواده، دولت، وسایل آموزش و یادگیری، وضع زندگی اجتماعی، وسایل ارتباط جمعی و حتی موقعیت جغرافیایی مدرسه در چگونگی اثربخشی نظام آموزش و پرورش و به همان اندازه اهداف، موثرند و باید در هرگونه برنامه ریزی آموزشی به همه ی آنها توجه شود. با این اوصاف کسی که مسئول مستقیم تحقق اهداف کلی و خاص، لااقل در محیط آموزشی می باشد، شخص معلم است. معلم مسئولیت مستقیم تحقق اهداف آموزشی را در محیط های آموزشی بر عهده دارد. وی این کار را از طریق فرایند تدریس و با استفاده از فنون خاصی انجام می دهد. بنابراین تدریس و یا فعالیت های یادگیری- یاددهی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف نظام آموزشی عمل می کنند. تبعات این چالش ها و مشکلات که فراروی معلمان است، مستقیما بر کیفیت یادگیری و در نهایت پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثر خواهد بود. درک و شناسایی عوامل موثر بر روند تدریس معلمان به خصوص در بافت و شرایط خاص روستایی می تواند گره گشای بسیاری از مسائل باشد، چرا که در اثربخشی برنامه های مدرسه که بازتاب سیاست ها و اولویت های نظام آموزشی است، با وجود این که معلم نقش کلیدی دارد اما تنها عامل موثر برآن نخواهد بود. امکانات محلی و شرایط خاص روستایی از قبیل کم جمعیت بودن مناطق روستایی، فاصله ی زیاد آنها با مناطق شهری و پرجمعیت، فرهنگ غالب روستایی، وضعیت خانوادگی، فضای فیزیکی مدارس و غیره همه میتوانند بر روند فرایند تدریس و یادگیری در مناطق روستایی موثر باشند و معلمان را با فرصت ها و یا چالش هایی مواجه سازند. علاوه بر موارد ذکر شده وجود کلاس های چندپایه که در مناطق روستایی از شیوع بالایی برخوردار است، شیوه ای از آموزش است که مسلما با شیوه ی معمول آموزش و تدریس در کلاس های تک پایه متفاوت خواهد بود. علاوه بر موارد فوق معلمان دارای نیازهای رشدی ویژه ای هستند که باید به شیوه های مناسبی پاسخ داده شود، شرایط خاص تدریس در روستاها برای معلمان نیازهای متفاوتی را به وجود خواهد آورد که لازم است از جانب کارشناسان و برنامه ریزان تشخیص داده شود. تحقق آرمان های انقلاب اسلامی مستلزم تلاش در ابعاد فرهنگی، علمی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است. نظام تعلیم وتربیت نهادی تاثیرگذار و از مهم ترین زیرساخت های کشور برای ارتقای سرمایه انسانی است که بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش، نقش معلم در فرایند تعلیم وتربیت به عنوان موثرترین عنصر در تحقق ماموریت های نظام تعلیم وتربیت است، به همین جهت طرح مسائل گزینش، و تربیت حرفه ای معلمان از عمده ترین مسائل به شمار می آید. با بررسی سیر تحولات گزینش معلم در ایران از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون، نشانگر این واقعیت است که این نهاد تربیتی دستخوش تغییرات مستمر قرار گرفته است، به گونه ای که مدام مراکز تربیت معلم بدون پشتوانه مطالعاتی و تحقیقاتی دایر و سپس تعطیل می شدند که به دلیل عدم پشتوانه پژوهشی و فقدان ضمانت های قانونی، مالی و اجرایی نتوانسته است تحول در راهبردها، رویکردهای سنتی و توسعه کیفی و محتوایی آموزش وپرورش ایجاد کند، خصوصا که اختلاف رویکرد و سیاست های دولت ها و سلیقه فردی مدیران در این مسئله تاثیرات زیادی گذاشته است؛ لذا امروزه نظام گزینش به علت ضعف فرهنگ برنامه ریزی علمی، نبود فرایند ارزیابی از نتایج طرح های اصلاحی، کمبود اعتبارات مالی، نبود اهداف روشن در گزینش و مهیاسازی معلمان با نارسایی های بسیاری روبه روست که پیشنهاد می شود: اول، باور مسئولان کشور تقویت شود که اصلاح نظام آموزش وپرورش ایران در گرو جذب، تربیت معلمان باصلاحیت و حرفه ای است که باید در این زمینه سرمایه گذاری کرد. دوم اینکه نظام جامع مدیریت منابع انسانی در آموزش وپرورش برای ساماندهی قوانین و مراجع متعدد و متعارض تصمیم گیری نظام تعلیم وتربیت کشور تصویب شود. سوم، پژوهش های بنیادین با این هدف که نتایج پژوهش ها سبب برنامه ریزی دقیق و علمی، پیش از هر تصمیم یا اجرای طرحی شود.
نویسندگان
رضا جفره
دبیر