نسبت میان آزادی اراده و جبرگرایی در فلسفه اگزیستانسیالیسم قرن بیستم

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_874

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

مسئله ی نسبت میان آزادی اراده و جبرگرایی، یکی از دیرپاترین و بنیادین ترین پرسش هایی است که ذهن بشر را در طول تاریخ فلسفه به خود مشغول داشته است و در قرن بیستم، با ظهور و شکوفایی فلسفه ی اگزیستانسیالیسم، این مسئله نه تنها از حیطه ی بحث های انتزاعی و صرفا نظری خارج شد، بلکه به عنوان محور اصلی تفکر فلسفی و دغدغه ی وجودی انسان معاصر درآمد و به یکی از حساسترین و تاثیرگذارترین مباحث فلسفی این قرن تبدیل گردید. فلسفه ی اگزیستانسیالیسم با تاکید بنیادین بر تقدم وجود بر ماهیت، آزادی را به عنوان جوهره و هسته ی مرکزی وجود انسان معرفی می کند و بر این باور است که انسان نه تنها آزاد آفریده نشده است، بلکه خود با انتخاب های خویش، ماهیت خود را می سازد و از همین رو، «محکوم به آزادی» است و نمی تواند از زیر بار سنگین مسئولیت ناشی از این آزادی مطلق شانه خالی کند. در مقابل، جبرگرایی در اشکال گوناگون آن، از جبر طبیعی و فیزیکی گرفته تا جبر تاریخی، اجتماعی و روان شناختی، همواره به عنوان چالشی جدی در برابر این آزادی مطلق قد علم کرده و کوشیده است تا دامنه ی آزادی انسان را محدود سازد و او را در بند قوانین حاکم بر طبیعت، تاریخ یا ناخودآگاه خویش اسیر نماید. این پژوهش با روش توصیفی‑تحلیلی و با رویکردی فلسفی‑انتقادی، به بررسی نسبت میان آزادی اراده و جبرگرایی در فلسفه ی اگزیستانسیالیسم قرن بیستم می پردازد و با تمرکز بر آرای فیلسوفان شاخص این مکتب، به ویژه ژان پل سارتر، آلبر کامو، سورن کی یرکگور و فردریش نیچه، تلاش می کند تا تصویری روشن و منسجم از این نسبت پیچیده و چندلایه ارائه دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فلسفه ی اگزیستانسیالیسم، با وجود تاکید فراوان بر آزادی مطلق انسان، به گونه ای متناقض نما، خود با نوعی جبرگرایی وجودی همراه است؛ جبری که از دل همین آزادی مطلق سر برمی آورد و انسان را در موقعیتی رها و درمانده قرار می دهد که نه تنها نمی تواند از آزادی خود بگریزد، بلکه حتی نمی تواند از مسئولیت سنگین آن شانه خالی کند. این پژوهش نتیجه می گیرد که نسبت میان آزادی اراده و جبرگرایی در فلسفه ی اگزیستانسیالیسم، نسبتی دیالکتیکی و تناقض آمیز است که در آن، آزادی و جبر نه تنها در تقابل با یکدیگر قرار ندارند، بلکه در پیوندی عمیق و ناگسستنی، یکدیگر را ممکن می سازند و از همین رو، هرگونه تلاش برای تفکیک مطلق این دو یا ترجیح یکی بر دیگری، به درک ناقص و نادرستی از فلسفه ی اگزیستانسیالیسم خواهد انجامید.

نویسندگان

محمود صنیعی تهرانی

دکتری مبانی نظری دانشگاه تهران.