تاثیر آموزش مبتنی بر هنر بر افزایش خلاقیت، انگیزه و خودباوری دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_698

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در نظام های آموزشی معاصر که با پدیده هایی چون کاهش خلاقیت، انگیزه های بیرونی زده و خودباوری شکننده در دانش آموزان مواجه اند، ضرورت بازاندیشی در روش های یاددهی‑یادگیری بیش از پیش احساس می شود. مقاله حاضر با هدف مرور نظام مند و تحلیل پژوهش های انجام شده در حوزه تاثیر آموزش مبتنی بر هنر بر سه متغیر خلاقیت، انگیزه و خودباوری تدوین شده است. این مقاله به روش تحلیلی‑مروری و با بررسی منابع معتبر داخلی و خارجی طی دو دهه اخیر، به دنبال پاسخ به این پرسش است که آموزش مبتنی بر هنر از چه سازوکارهایی بر مولفه های مذکور تاثیر می گذارد. یافته های حاصل از تحلیل مبانی نظری (شامل نظریه خودتعیین گری دسی و ریان، هوش های چندگانه گاردنر، تجربه زیبایی شناختی دیویی و منطقه تقریبی رشد ویگوتسکی) و مرور پیشینه پژوهش نشان می دهد که آموزش مبتنی بر هنر با ایجاد فرصت برای ابراز وجود، تجربه پذیری و تعامل چندحسی، به طور معناداری خلاقیت را از طریق کاهش بازداری های شناختی و افزایش انعطاف پذیری پرورش می دهد، انگیزه درونی را از راه ارضای نیازهای خودمختاری، شایستگی و ارتباط اجتماعی افزایش می دهد و خودباوری تحصیلی‑شخصیتی دانش آموزان را از طریق بیرونی سازی عواطف و بازتعریف «اشتباه خلاق» تقویت می کند. با این حال، اجرای گسترده این رویکرد با چالش های ساختاری (کمبود زمان، نبود فضاهای مناسب، سلطه ارزشیابی های غیرهنری)، نگرشی (باور سنتی به هنر به مثابه اتلاف وقت، ناتوانی معلمان در طراحی تکالیف هنر‑محور) و پژوهشی (دشواری اندازه گیری ماندگار خلاقیت) مواجه است. نتیجه نهایی آنکه با وجود این چالش ها، گنجاندن نظام مند هنر در فرایند یاددهی‑یادگیری یک ضرورت تربیتی اجتناب ناپذیر است و حذف آن معادل حذف بستر تولد اندیشه های نو و هویت مستقل یادگیرنده تلقی می شود.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

معصومه حیدرزاده

کارشناسی ارشد پژوهش هنر، موسسه غیرانتفاعی ارم شیراز