اصول و روش های نوین در تدریس ادبیات به روش دانش آموز محوری

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 12

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_695

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی اصول و روش های نوین در تدریس ادبیات به روش دانش آموز محوری انجام شده است و در این راستا، با بهره گیری از روش تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای اسنادی و مرور نظام مند منابع معتبر داخلی و خارجی در بازه زمانی ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵، ابعاد گوناگون کاربست رویکرد دانش آموز محوری در آموزش ادبیات، اصول بنیادین آن، و روش های نوین تدریس متناسب با این رویکرد، مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تدریس ادبیات به روش دانش آموز محوری بر شش اصل بنیادین استوار است: اصل «مخاطب محوری» (توجه به نیازها، علایق و پیشینه دانش آموزان)، اصل «فعال سازی ذهن» (درگیرکردن دانش آموزان در فرایند تفسیر و تحلیل متون)، اصل «ارتباط با زندگی» (پیوند متون ادبی با تجارب زیسته دانش آموزان)، اصل «تکثر معنا» (پذیرش تفسیرهای متنوع از یک متن ادبی)، اصل «گفت وگومحوری» (یادگیری از طریق تعامل و تبادل نظر)، و اصل «خلاقیت و تولید» (تشویق دانش آموزان به خلق و تولید آثار ادبی) و در این میان، روش های نوین تدریس ادبیات شامل روش های «بحث گروهی و گفت وگوی سقراطی»، «نقش آفرینی و نمایش خلاق»، «پروژه های ادبی و پژوهش محور»، «کارگاه های نویسندگی و خلاقیت»، «استفاده از فناوری های نوین و رسانه های دیجیتال»، «روش حل مسئله و تحلیل موقعیت»، و «روش داستان گویی و روایت پردازی مشارکتی» هستند که هر یک، با بهره گیری از اصول دانش آموز محوری، به deepening درک متون ادبی، تقویت مهارت های تحلیلی و انتقادی، افزایش انگیزه و علاقه به ادبیات، و توسعه خلاقیت و توانایی های بیانی دانش آموزان کمک می کنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تدریس دانش آموز محور ادبیات، در مقایسه با روش های سنتی و معلم محور که بر حفظ کردن، ترجمه و توضیح یک طرفه متون تاکید دارند، می تواند به افزایش معنادار درک و لذت از ادبیات، تقویت مهارت های تفکر انتقادی، افزایش مشارکت و انگیزه، و توسعه هویت فردی و فرهنگی دانش آموزان منجر شود و این یافته، با نظریه های سازنده گرایی، یادگیری اجتماعی، و نظریه پاسخ گویی خواننده که بر نقش فعال یادگیرنده در فرایند فهم و تفسیر متن تاکید دارند، همخوانی کامل دارد. همچنین تحلیل یافته ها نشان می دهد که چالش های اصلی در پیاده سازی این رویکرد، شامل مقاومت معلمان و نظام های آموزشی سنتی، کمبود منابع و محتوای متناسب، ضعف در ارزشیابی مبتنی بر فرایند، و عدم تناسب برنامه های درسی با رویکردهای نوین است و برای غلبه بر این چالش ها، نیازمند توانمندسازی معلمان، بازنگری برنامه های درسی، و طراحی نظام های ارزشیابی متناسب با اهداف تربیت ادبی هستیم. در پایان، پیشنهادهایی نظیر طراحی دوره های توانمندسازی معلمان در روش های نوین تدریس ادبیات، تدوین محتوای آموزشی متنوع و جذاب مبتنی بر رویکرد دانش آموز محوری، ایجاد فضای باز و گفت وگومحور در کلاس های ادبیات، و استفاده از ابزارهای فناوری برای غنی سازی یادگیری ارائه شده است تا بتوان با بهره گیری از این رویکرد، ادبیات را از حاشیه به متن آموزش آورده و آن را به ابزاری برای رشد فکری، عاطفی و اجتماعی دانش آموزان تبدیل نمود.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

طیب قیطران پور

کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن شهرستان های استان تهران مدیر مدرسه متوسطه اول و دوم پسرانه