تحلیل تطبیقی «بسامد روایت» بر اساس نظریه ژرار ژنت در رمان مادرم دوبار گریست و آخرین روزهای زندگی هلاله
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
فایل این مقاله در 21 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
GEERCONF01_4626
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
زمان یکی از مهم ترین عناصر روایت در داستان است که نحوه بازنمایی رویدادها را در متن تعیین می کند. ژرار ژنت در نظریه روایت شناسی خود سه مولفه اصلی زمان روایت یعنی ترتیب، مدت و بسامد را مطرح می کند. پژوهش حاضر با تمرکز بر مولفه «بسامد روایت» به تحلیل تطبیقی دو رمان «مادرم دوبار گریست» اثر ابراهیم یونسی و «آخرین روزهای زندگی هلاله» اثر عطا نهایی می پردازد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در هر دو رمان از انواع بسامد روایی شامل روایت مفرد، روایت تکراری و روایت مکرر استفاده شده است. در رمان «مادرم دوبار گریست» بسامد روایی بیشتر در قالب تکرار رویدادها و خاطرات برای تاکید بر رنج و تجربه های عاطفی شخصیت ها به کار رفته است، در حالی که در رمان «آخرین روزهای زندگی هلاله» بازگویی مکرر برخی رویدادها از دیدگاه شخصیت های مختلف سبب شکل گیری روایتی چندصدایی و اجتماعی شده است. این امر نشان می دهد که بسامد روایت در هر دو اثر نقشی مهم در تعمیق معنا و گسترش ابعاد مختلف روایت دارد.واژگان کلیدی: روایت شناسی، ژرار ژنت، بسامد روایت، مادرم دوبار گریست، آخرین روزهای زندگی هلاله
نویسندگان
سمیه حیدری
فرهنگی آموزش و پرورش