تحلیل شرط مذاکره مجدد در قراردادهای جدید نفتی ایران در شرایط تحریم با تاکید بر اصول یونیدروآ
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICLPPI03_030
تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405
چکیده مقاله:
صنعت راهبردی نفت و گاز، به مثابه ی شریان حیاتی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، مستلزم جذب مداوم سرمایه گذاری های عظیم خارجی و بهره مندی از دانش فنی روزآمد است که غالبا در قالب قراردادهای بلندمدت و پیچیده با سرمایه گذاران بین المللی محقق می شود. ماهیت طولانی مدت و سرمایه بر این قراردادها، آن ها را به شدت در معرض ریسک های سیستماتیک و تغییرات بنیادی اوضاع و احوال، به ویژه اعمال تحریم های اقتصادی یک جانبه و چندجانبه قرار می دهد که می تواند تعادل اقتصادی اولیه قرارداد را به طور اساسی برهم زند (شیروی، ۱۴۰۰). اگرچه نسل جدید قراردادهای نفتی ایران (IPC) با هدف رفع کاستی های مدل های پیشین نظیر بیع متقابل و ایجاد چارچوبی منعطف تر برای جذب سرمایه طراحی شده اند، اما کارآمدی و استحکام سازوکارهای پیش بینی شده در این قراردادها برای مواجهه با شوک های تحریمی و بازگرداندن پایداری اقتصادی پروژه ها، همچنان محل ابهام جدی است.پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی، به واکاوی ماهیت، جایگاه و کارایی شرط مذاکره مجدد در قراردادهای نفتی ایران، با نگاهی تطبیقی به اصول قراردادهای تجاری بین المللی ،خصوصا مفاد مرتبط با نهاد «عسر و حرج» می پردازد . یافته های این تحقیق نشان می دهد که در نظام حقوقی ایران، تحریم های اقتصادی به طور سنتی و در رویه قضایی غالبا در قالب نهاد «فورس ماژور» تحلیل شده و منجر به سقوط تعهد و بعضا فسخ قرارداد می شود که این رویکرد، در تضاد با روح حاکم بر قراردادهای سرمایه گذاری بین المللی است که بقای قرارداد و حفظ رابطه تجاری را بر انحلال آن ترجیح می دهد (رضایی و همکاران، ۱۴۰۲). در مقابل، این پژوهش استدلال می کند که در ساختار پیچیده قراردادهای نفتی، تعهد به مذاکره مجدد با «حسن نیت» و با هدف تعدیل قرارداد، راهکارهایی منطقی تر و سازگارتر با اصول حاکم بر سرمایه گذاری های بلندمدت است. اصول یونیدروآ با ارائه چارچوبی منسجم و معیارهای شفاف در خصوص شناسایی و مدیریت وضعیت عسر و حرج، می تواند به مثابه الگویی مرجع و ابزاری تفسیری برای پر کردن خلاءهای قانونی و ابهامات موجود در شرط مذاکره مجدد قراردادهای نفتی ایران عمل کند. اعمال این اصول نه تنها به جلوگیری از فروپاشی اقتصادی قرارداد در شرایط بحرانی تحریم کمک می کند، بلکه با بازیابی و حفظ تعادل اقتصادی بین منافع سرمایه گذار و دولت میزبان، امنیت حقوقی و جذابیت سرمایه گذاری در صنعت نفت ایران را ارتقا می بخشد و مسیر را برای توسعه پایدار پروژه های استراتژیک هموار می سازد (Garcia & White، ۲۰۲۵). این رویکرد، در نهایت، به جای تعلیق یا فسخ قرارداد، بر «انطباق پذیری» و «تداوم» رابطه قراردادی تاکید دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سید مبین محمدی
دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز