خوانش عرفانی و نسخه شناختی از حکایت “صوفی بر سفره تهی” در مثنوی: تبیین تقابل ادراک عاشقانه و نگاه ظاهر بین

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 16

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICLLCGH03_030

تاریخ نمایه سازی: 30 خرداد 1405

چکیده مقاله:

حکایات عرفانی غالبا موجز و نمادین هستند. حکایت «صوفی بر سفره تهی» نیز نمادین و در عین کوتاهی، مفاهیمی چون عشق حقیقی، فنا، فقر صوفیانه و بی اعتباری اسباب ظاهری را در خود جای داده است. در این حکایت، شادی صوفی در مواجهه با سفره ای تهی، نشان از دست یافتن به «عدم آگاهانه» و استغنا از تعلقات مادی دارد؛ حضوری که برای ناظر ظاهر بین، فاقد معنا و برای عارف، عین وصال است. تقابل میان ادراک شهودی عاشق و دیدگاه سطحی ناظر، محور هستی شناختی این حکایت را تشکیل می دهد. بررسی سیاق حکایت و تطبیق شروح معتبر مثنوی، نشان می دهد که مفهوم «تهی بودن» در اندیشه مولانا، نه نشانه فقدان، بلکه رمز رسیدن به مرتبه ای است که در آن، نشانه های کوچک نیز به حضور مطلق محبوب دلالت می کنند. علاوه بر واکاوی مضامین عرفانی، این نوشتار با نگاهی نسخه شناختی، اختلاف ضبط های موجود در نسخ و ابیات الحاقی را بازبینی کرده و با تحلیل آرای شارحان، بر یگانگی حقیقت واحد در نگاه عارف تاکید می ورزد. در نهایت، این حکایت نمونه ای روشن از شیوه روایت پردازی مولانا در پیوند میان قصه و آموزه های عمیق عرفانی است؛ شیوه ای که در آن «کیفیت نگاه» و «تهی شدن از خویشتن»، معیار سنجش مراتب سلوک و عشق حقیقی به شمار می آید.

نویسندگان