بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی کارکنان در سازمان های دولتی

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 45

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EMCCONF28_235

تاریخ نمایه سازی: 28 خرداد 1405

چکیده مقاله:

فرهنگ سازمانی به عنوان یکی از مهم ترین دارایی های ناملموس سازمان های دولتی، نقشی بنیادین در شکل دهی نگرش ها، رفتارها و میزان رضایت شغلی کارکنان ایفا می کند. با توجه به چالش های ساختاری، بوروکراسی گسترده و فشارهای محیطی در دستگاه های اجرایی، بررسی رابطه میان فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی می تواند به بهبود عملکرد سازمانی و کیفیت خدمات عمومی منجر شود. هدف این مقاله، **تبیین و تحلیل رابطه میان ابعاد فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی کارکنان در سازمان های دولتی** و ارائه چارچوبی نظری برای تقویت این رابطه در بستر مدیریت دولتی معاصر است. نوآوری پژوهش در ارائه یک مدل تحلیلی تلفیقی است که بر اساس رویکرد ارزش های رقابتی، نظریه سطوح فرهنگ شاین و نظریه های معاصر رضایت شغلی، سازوکارهای اثرگذاری فرهنگ سازمانی بر رضایت شغلی را در قالب مسیرهای مستقیم و غیرمستقیم (از طریق متغیرهای میانجی مانند عدالت سازمانی، تعهد سازمانی و کیفیت رهبری) تبیین می کند.روش تحقیق از نوع **کاربردی با رویکرد توصیفی–تحلیلی** بوده و با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای انجام شده است. در این پژوهش، ضمن مرور نظام مند ادبیات نظری و پژوهش های منتشرشده در سال های اخیر (۲۰۱۹–۲۰۲۵)، مفاهیم کلیدی فرهنگ سازمانی و رضایت شغلی استخراج و روابط میان آن ها تحلیل شده است. چارچوب پیشنهادی پژوهش با بهره گیری از تحلیل مفهومی و مقایسه تطبیقی نظریه های مرتبط تدوین شده و تلاش شده است ابعاد فرهنگی موثر بر رضایت شغلی در سازمان های دولتی به صورت یکپارچه تبیین گردد.نتایج تحلیل نشان می دهد که فرهنگ سازمانی حمایتی، مشارکتی و مبتنی بر اعتماد، بیشترین تاثیر مثبت را بر رضایت شغلی کارکنان در بخش دولتی دارد. همچنین، وجود شفافیت، عدالت سازمانی، شایسته سالاری و سبک رهبری تحول گرا به عنوان عناصر کلیدی فرهنگ سازمانی، با افزایش احساس ارزشمندی، امنیت روانی و انگیزش در کارکنان همراه است و در نهایت به ارتقای رضایت شغلی منجر می شود. در مقابل، فرهنگ های بوروکراتیک سخت گیرانه، سلسله مراتبی و فاقد انعطاف پذیری می توانند موجب کاهش رضایت شغلی، افت تعهد سازمانی و کاهش بهره وری شوند. یافته های پژوهش تاکید می کند که اصلاحات اداری در سازمان های دولتی بدون توجه به مولفه های فرهنگی، تاثیر پایداری بر رضایت کارکنان نخواهد داشت.در مجموع، این مقاله نشان می دهد که مدیریت آگاهانه فرهنگ سازمانی می تواند به عنوان راهبردی موثر برای ارتقای رضایت شغلی، بهبود عملکرد سازمانی و افزایش کیفیت خدمات عمومی مورد توجه قرار گیرد. چارچوب نظری ارائه شده می تواند مبنایی برای پژوهش های تجربی آینده در حوزه مدیریت دولتی و رفتار سازمانی باشد.

نویسندگان

نسرین مرادی

رشته مدیریت دولتی ، کارمند شهرداری تربت حیدریه