تدریس و یادگیری دیجیتال: نقش هوش مصنوعی در تعامل با دانش آموز

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 53

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_852

تاریخ نمایه سازی: 28 خرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف واکاوی جامع نقش هوش مصنوعی در تعامل با دانش آموز در بستر تدریس و یادگیری دیجیتال انجام شده است. در عصر تحول دیجیتال، نظام های آموزشی با چالش بنیادین کاهش تعاملات انسانی موثر در محیط های غیرحضوری مواجه اند و هوش مصنوعی به عنوان یک فناوری توانمندساز، نویدبخش پر کردن این خلا از طریق شخصی سازی فرایند یادگیری، ارائه بازخوردهای آنی و هوشمند، و شبیه سازی نقش های گوناگون آموزشی مانند معلم، هم کلاس یا راهنمای یادگیری است. این پژوهش با بهره گیری از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش مرور نظام مند، به بررسی ابعاد گوناگون تعامل دانش آموز با سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخته و عوامل موثر بر کیفیت این تعامل، الگوهای رفتاری کاربران، پیامدهای شناختی و غیرشناختی یادگیری، و نیز چالش های فراروی این فناوری را مورد کاوش قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که سیستم های هوشمند آموزشی می توانند با ایجاد تطابق پویا میان محتوا، سرعت و روش آموزش با سطح توانایی و نیازهای فردی هر دانش آموز (بر اساس نظریه منطقه رشد نزدیک ویگوتسکی)، به طور معناداری هر سه بعد درگیری تحصیلی یعنی درگیری رفتاری (افزایش مشارکت و پافشاری)، درگیری شناختی (تعمیق درک و حل مسئله) و درگیری عاطفی (تقویت علاقه، لذت و حس تعلق) را ارتقا بخشند. بااین حال، پژوهش های مرورشده بر چالش های جدی نظیر «توهمات» یا تولید محتوای نادرست توسط مدل های زبانی بزرگ، تضعیف تدریجی مهارت های تفکر انتقادی و حل مسئله در اثر وابستگی بیش ازحد به سیستم، و نیز کاهش انگیزه و احساس کسالت در استفاده های طولانی مدت و یکنواخت تاکید دارند. همچنین، نتایج نشان می دهد که اثربخشی تعامل با هوش مصنوعی تحت تاثیر عوامل فردی مانند دانش پیشین، سبک های یادگیری و انگیزه دانش آموزان قرار داشته و نیازمند طراحی چندعاملی، رویکرد «دانش آموز در حلقه» و آموزش سواد دیجیتال و مهارت های نقادانه به کاربران است. در پایان، با اشاره به شکاف پژوهشی آشکار در زمینه مطالعات تجربی در نظام آموزشی ایران، بر ضرورت انجام پژوهش های آمیخته و بومی سازی شده برای شناسایی الگوهای موثر تعامل و ارائه راهکارهای عملی متناسب با فرهنگ و زیرساخت های آموزشی کشور تاکید شده است. نتایج این پژوهش می تواند برای طراحان سیستم های آموزشی هوشمند، معلمان، برنامه ریزان درسی و سیاست گذاران حوزه آموزش، در جهت بهینه سازی کاربرد هوش مصنوعی در محیط های یادگیری دیجیتال و تبدیل تهدیدهای احتمالی به فرصت های تحول آفرین، مفید و راهگشا واقع شود.

نویسندگان

نگین کنکاش

کارشناسی علوم تربیتی

خدیجه مرادی

کارشناسی مهندسی کشاورزی آب وخاک

مریم شمس الدینی شرفکند

کارشناسی زبان و ادبیات فارسی

نرگس راضی

کارشناسی علوم تربیتی