آموزش دوخت های خلاقانه با رویکرد بازیافت و کاهش ضایعات پارچه
محل انتشار: سومین کنفرانس بین المللی پداگوژی و اسپرانتولوژی «آموزش پژوهی و اسپرانتوپژوهی»– بهار ۱۴۰۴
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO03_760
تاریخ نمایه سازی: 28 خرداد 1405
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف تدوین و تبیین یک چارچوب آموزشی مبتنی بر فعالیت برای یادگیری دوخت های خلاقانه، در عین هم زمان سازی با اصول بازیافت و کاهش ضایعات پارچه انجام می شود. رویکرد حاضر بر این ایده استوار است که آموزش مهارت های دستی صرفا انتقال تکنیک های دوخت نیست، بلکه می تواند بستری برای رشد شناختی-اجتماعی، شکل گیری نگرش های مسئولانه نسبت به محیط زیست، و تقویت قابلیت های حل مسئله از طریق طراحی و بازطراحی باشد. در این راستا، دوخت های خلاقانه به عنوان «واسطه آموزشی» در نظر گرفته می شوند تا فراگیر با مسئله های واقعی مواجه شود: از جمله ناکافی بودن منابع، افزایش پسماند نساجی، و ضرورت یافتن راه های نو برای مصرف مجدد پارچه ها. پرسش محوری پژوهش این است که چگونه مداخلات آموزشی مبتنی بر بازیافت پارچه می توانند یادگیری مهارت عملی را ارتقا داده و در عین حال، رفتارهای آگاهانه و نگرش های پایدار را تقویت کنند. برای پاسخ به این پرسش، مطالعه از نوع مطالعات تطبیقی طراحی شده است؛ بدین معنا که نتایج پژوهش های پیشین در حوزه آموزش مهارت های دستی، یادگیری مبتنی بر طراحی (طراحی محور)، آموزش محیط زیست، و آموزش های پایدار از منابع معتبر ملی و بین المللی مقایسه می شود تا نقاط همپوشانی نظری و الگوهای اثرگذاری استخراج گردد. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که زمانی که فعالیت های دوخت به «چرخه های طراحی–آزمایش–بازطراحی» پیوند می خورند، یادگیرندگان نه تنها توانایی فنی بیشتری کسب می کنند، بلکه احتمال درگیرشدن شناختی عمیق تر و نیز مشارکت فعال تر افزایش می یابد. همچنین، هنگامی که بازیافت پارچه به صورت مسئله محور و دارای هدف عملکردی (مانند تبدیل تکه پارچه های اضافی به محصول قابل استفاده یا کاربردی) آموزش داده می شود، پیوند میان دانش محیط زیست و مهارت انجام کار تقویت می گردد. یافته های تطبیقی، به شکل یکپارچه، از نظریه های یادگیری فعال و سازنده گرایی حمایت می کنند؛ به این صورت که یادگیرنده با دستکاری مواد، مشاهده پیامدها، و بازنگری در طرح، دانش را در قالب تجربه معنادار می سازد. پیامدهای مورد انتظار پژوهش شامل افزایش انگیزش درونی برای فعالیت های خلاقانه، بهبود مهارت های برنامه ریزی و کنترل فرایند (مانند انتخاب الگو، برآورد متراژ، و زمان بندی دوخت)، کاهش خطاهای مبتنی بر اتلاف، و شکل گیری نگرش مسئولانه نسبت به مصرف نساجی است. در نهایت، این پژوهش با پیشنهاد چارچوب آموزشی و دسته بندی سنجش پذیر پیامدها، می کوشد راهی عملی برای ادغام آموزش دوخت های خلاقانه با اهداف پایداری ارائه کند تا هم زمان کیفیت یادگیری و کیفیت اثرات اجتماعی-زیست محیطی ارتقا یابد.
کلیدواژه ها:
بازیافت پارچه ، آموزش مهارت های دستی ، یادگیری طراحی محور ، پایداری و کاهش پسماند ، انگیزش و درگیری یادگیرنده
نویسندگان
فاطمه حسن زاده
هنرآموز طراحی دوخت استان خراسان شمالی