فلسفه تحلیلی و آموزش و پرورش
محل انتشار: پنجمین کنفرانس بین المللی پداگوژی و اسپرانتولوژی پاییز و زمستان ۱۴۰۴«آموزش پژوهی و اسپرانتوپژوهی»
سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
SPERO05_095
تاریخ نمایه سازی: 27 خرداد 1405
چکیده مقاله:
فلسفه آموزش و پرورش همواره با پرسش های بنیادین درباره ماهیت دانش، یادگیری و نقش معلم و شاگرد روبرو بوده است. با ظهور جنبش فلسفه تحلیلی، تمرکز از پرسش های متافیزیکی و انتزاعی به سمت تحلیل دقیق زبان، شفاف سازی مفاهیم و بررسی منطق گزاره های آموزشی تغییر یافت. این مقاله با هدف بررسی نقش روش های فلسفه تحلیلی در بهبود فرآیندهای آموزشی نگاشته شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استفاده از تحلیل مفهومی می تواند ابهام در اصطلاحات آموزشی (مانند «هوش»، «یادگیری» و «آموزش») را کاهش داده و منجر به طراحی برنامه های درسی دقیق تر و منطقی تر شود. فلسفه تحلیلی با تاکید بر تحلیل زبانی، ایضاح مفاهیم و منطق صوری، تحولی عمیق در فلسفه تعلیم و تربیت ایجاد کرد. این رویکرد به جای ارائه نظام های کلان متافیزیکی، بر شفاف سازی مفاهیم تربیتی (مانند «القای عقاید» و «شکوفایی») متمرکز است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
معصومه سادات سعیدی
استادیار و عضو هیات علمی وابسته دانشگاه ازاد اراک،ایران
علی اشرف حسینی مهر
دانشجوی دکتری علوم تربیتی، گرایش فلسفه تعلیم و تربیت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اراک، ایران