بررسی رابطه بین هوش چندگانه گاردنر و سبک های یادگیری در دانش آموزان ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 30

فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

COESEFOI01_414

تاریخ نمایه سازی: 26 خرداد 1405

چکیده مقاله:

آموزش و پرورش در دنیای معاصر با تحولات گسترده ای در حوزه های شناختی، روان شناختی و تربیتی مواجه شده است. یکی از مهم ترین دغدغه های نظام های آموزشی، شناخت تفاوت های فردی دانش آموزان و طراحی برنامه های آموزشی متناسب با ویژگی های شناختی، عاطفی و رفتاری آنان است. پژوهشگران حوزه تعلیم و تربیت بر این باورند که موفقیت فرایند یاددهی یادگیری تا حد زیادی به میزان شناخت معلمان از توانایی ها، استعدادها و شیوه های یادگیری دانش آموزان بستگی دارد. از این رو، در دهه های اخیر توجه به نظریه های نوین یادگیری و هوش به عنوان ابزاری برای ارتقای کیفیت آموزش، افزایش عملکرد تحصیلی و توسعه همه جانبه دانش آموزان مورد توجه فراوان قرار گرفته است. در میان نظریه های مطرح در حوزه روان شناسی تربیتی، نظریه هوش های چندگانه گاردنر از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هاوارد گاردنر، روان شناس برجسته آمریکایی، در سال ۱۹۸۳ با ارائه نظریه هوش های چندگانه، دیدگاه سنتی و محدود نسبت به مفهوم هوش را به چالش کشید. پیش از ارائه این نظریه، هوش غالبا به عنوان یک توانایی کلی و واحد در نظر گرفته می شد که از طریق آزمون های بهره هوشی (IQ) اندازه گیری می شد. گاردنر معتقد بود که انسان ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند و هر فرد ترکیبی منحصر به فرد از این توانایی ها را در اختیار دارد. بر اساس این نظریه، هوش تنها به توانایی های منطقی و زبانی محدود نمی شود، بلکه ابعاد دیگری همچون هوش موسیقایی، فضایی، بدنی جنبشی، میان فردی، درون فردی، طبیعت گرا و بعدها هوش وجودی را نیز شامل می شود.نظریه هوش های چندگانه گاردنر تاثیر عمیقی بر نظام های آموزشی سراسر جهان گذاشته است. این نظریه بر این اصل استوار است که هر دانش آموز دارای استعدادها و ظرفیت های ویژه ای است که باید در محیط آموزشی شناسایی و پرورش یابد. در این رویکرد، موفقیت تحصیلی تنها از طریق سنجش مهارت های زبانی و ریاضی ارزیابی نمی شود، بلکه تمامی ابعاد توانمندی فرد مورد توجه قرار می گیرد. چنین دیدگاهی می تواند به ایجاد فرصت های برابر آموزشی، افزایش انگیزه یادگیری و ارتقای عزت نفس دانش آموزان منجر شود.در این پژوهش که به شیوه مروری و با مطالعه کتابخانه ای و مراجعه به مقاله ها و تحقیق های چاپ شده و مطالب دیجیتالی گرد آوری شده است و سعی بر آن شده که به بررسی رابطه بین هوش چندگانه گاردنر و سبک های یادگیری در دانش آموزان ابتدایی پرداخته شود. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که میان هوش های چندگانه گاردنر و سبک های یادگیری دانش آموزان ابتدایی رابطه معناداری وجود دارد و هر یک از انواع هوش می تواند بر شیوه یادگیری دانش آموزان تاثیرگذار باشد. بنابراین، توجه معلمان و برنامه ریزان آموزشی به تفاوت های فردی، هوش های گوناگون و سبک های یادگیری می تواند موجب بهبود کیفیت آموزش، افزایش انگیزه تحصیلی و شکوفایی استعدادهای دانش آموزان شود.

نویسندگان

الهام رجبی

نویسنده اول

شقایق صفری

نویسنده دوم