نقش میانجیگری درسامان دهی تعارضات ناشی ازبرچسب زنی
محل انتشار: ششمین همایش بین المللی وکالت، حقوق و علوم انسانی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 25
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RIGHTSCONF06_305
تاریخ نمایه سازی: 26 خرداد 1405
چکیده مقاله:
پدیده ی برچسب زنی به عنوان یکی ازعوامل بنیادین درتداوم و تشدید تعارضات اجتماعی و کیفری، همواره بسترساز گسست میان فرد و جامعه بوده است. هنگامی که فردی به دلیل رفتاری خاص یا موقعیتی ویژه برچسب می خورد، این فرآیند منجر به ایجاد هویت انگ زده و در نتیجه تقابل میان فرد و محیط پیرامونی می شود. این پژوهش با هدف بررسی «نقش میانجیگری در سامان دهی تعارضات ناشی از برچسب زنی»، به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه فرآیند میانجیگری می تواند از طریق بازسازی تعاملات و زدودن انگ های ساختاری، تعارضات برآمده از این پدیده را مدیریت و حل وفصل نماید.میانجیگری دراین راستانه تنها به عنوان یک سازوکارجایگزین حل اختلاف،بلکه به مثابه ی ابزاری برای «بازاجتماعی شدن»و«اعتمادسازی»ایفای نقش می کند.یافته های این پژوهش نشان می دهد که میانجیگری با تغییر پارادایم از«تنبیه و تقابل»به سوی«گفتگو ودرک متقابل»فضایی رافراهم می آوردتاطرفین درگیردرفرآیند برچسب زنی، به جای تمرکز برانگ های انتسابی، براصلاح رابطه ی مخدوش شده و جبران خسارت های معنوی تمرکز کنند. در این میان، نقش میانجی به عنوان تسهیل گر گفتگو، نقشی حیاتی در شکستن چرخه ی برچسب زنی و پیشگیری از انگ زنی ثانویه دارد.مطالعات نشان می دهند که درنظام های حقوقی واجتماعی که فرآیندهای غیررسمی (مانند میانجیگری) را در کنار سیستم های رسمی به کار می گیرند، میزان بازگشت به رفتارهای ناهنجار کاهش چشمگیری می یابد. در واقع، میانجیگری با تبدیل «تعارض مخرب» به «گفتگوی سازنده»، بستر لازم برای بازگشت فرد به جامعه و ترمیم سرمایه های اجتماعی را مهیا می سازد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن واکاوی ابعاد نظری برچسب زنی، سازوکارهای عملیاتی میانجیگری برای مدیریت این تعارضات در سه سطح فردی، میان فردی و ساختاری بررسی شده است. نتیجه نهایی بر این اصل استوار است که میانجیگری نه تنها یک راهکار حقوقی برای کاهش بار پرونده های قضایی، بلکه یک ضرورت جامعه شناختی برای کنترل پدیده ی برچسب زنی است. به کارگیری این الگو، به ویژه در حوزه های مرتبط با انحرافات اجتماعی و تعارضات مدنی، می تواند به گذاراز «فرهنگ طرد» به سوی «فرهنگ پذیرش» کمک شایانی نماید.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
جواد عباس نیا
گروه حقوق جزاوجرم شناسی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی