بررسی عوامل روانشناختی موثر بر تعامل کاربر با سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 3

فایل این مقاله در 7 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HCICONF02_039

تاریخ نمایه سازی: 26 خرداد 1405

چکیده مقاله:

رشد سریع و فراگیر سامانه های مبتنی بر هوش مصنوعی در حوزه های مختلف زندگی مانند خدمات دیجیتال و آموزش گرفته تا سلامت، مالی و سرگرمی ضرورت بررسی عوامل روان شناختی موثر بر تعامل کاربران را بیش از پیش برجسته کرده است. فهم این عوامل می تواند به طراحی سیستم هایی منجر شود که نه تنها عملکرد فنی مطلوبی دارند بلکه به شکلی انسانی تر قابل اعتمادتر و سازگارتر با نیازهای شناختی و عاطفی کاربران عمل می کنند. پژوهش حاضر با تمرکز بر روان شناسی، شناختی، روان شناسی اجتماعی و تجربه کاربری به بررسی مهم ترین مولفه ها در نحوه تعامل کاربر با فناوری های هوش مصنوعی می پردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد نخستین عامل کلیدی اعتماد است که نقش بنیادی در پذیرش یا رد فناوری دارد. اعتماد کاربران متاثر از شفافیت عملکرد سیستم، قابلیت توضیح پذیری، میزان خطا و ادراک از قصد و اخلاق مداری هوش مصنوعی است. کاربران زمانی بیشترین اعتماد را تجربه می کنند که سیستم علاوه بر عملکرد قابل پیش بینی، اطلاعات روشن و قابل درکی درباره نحوه تصمیم گیری ارائه دهد. عامل دوم، ادراک کارآمدی و کنترل است. کاربران زمانی تعامل مثبت تری دارند که احساس کنند در فرآیند تعامل نقش فعال دارند و سیستم جایگزین کامل قضاوت انسانی آنان نمی شود. هرچه احساس کنترل کمتر باشد، اضطراب، مقاومت و بار شناختی افزایش می یابد. عامل سوم، بار شناختی و سهولت استفاده است. هوش مصنوعی باید به گونه ای طراحی شود که پردازش اطلاعات ذهنی کاربران را بهینه کند نه اینکه آن را سنگین تر سازد. رابط کاربری ساده، پاسخ های منسجم و هدایت مرحله به مرحله تعامل می تواند کیفیت تجربه را ارتقا دهد. چهارمین عامل، هیجانات و پاسخ های عاطفی است که در تعاملات انسان-هوش مصنوعی اهمیت روز افزون دارد. واکنش های هیجانی مثبت مانند کنجکاوی، لذت یا آرامش بر پذیرش و استمرار استفاده از سیستم تاثیرگذارند در حالی که ترس، بی اعتمادی یا سردرگمی می توانند منجر به رفتارهای اجتنابی شوند. عامل پنجم انگیزش و نیازهای درونی کاربران است. افراد بسته به اهداف شخصی، یادگیری، کارایی، سرگرمی یا حل مسئله به شیوه های متفاوتی با هوش مصنوعی ارتباط برقرار می کنند. سامانه هایی که توانایی سازگار شدن با سبک انگیزشی و ترجیحات شخصی کاربران را دارند تعاملات پایدارتر و موثرتری ایجاد می کنند. در کنار این، عوامل ویژگی های فردی مانند سطح سواد دیجیتال، نگرش نسبت به فناوری، سن، تجارب قبلی و حتی سبک شناختی نیز می توانند نقش تعدیل گر داشته باشند. تعامل انسان با سیستم های هوش مصنوعی تنها موضوعی فنی نیست بلکه پدیده ای چندبعدی و به شدت روان شناختی است. طراحی موفق این فناوری ها مستلزم توجه جدی به اصول روان شناسی شناختی، عاطفی و اجتماعی است.

نویسندگان

پرستو حاتمی شفق

مربی گروه، الهیات دانشگاه پیام نور تهران، ایران