بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر اشتغال و ساختار اقتصادی آینده

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 44

فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ESPE02_591

تاریخ نمایه سازی: 25 خرداد 1405

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر اشتغال و ساختار اقتصادی آینده انجام شد. هوش مصنوعی به عنوان یکی از مهم ترین فناوری های چهارمین انقلاب صنعتی، پتانسیل بی سابقه ای برای تحول در بازار کار و ساختار اقتصادی جوامع دارد. با این حال، همزمان با فرصت های بی نظیر، نگرانی های جدی نیز درباره حذف شغل های سنتی، افزایش نابرابری درآمدی، و بیکاری ساختاری وجود دارد .در این مطالعه مروری-تحلیلی و فراتحلیلی، ۸۴ پژوهش معتبر بین المللی و داخلی در بازه زمانی ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ (۱۳۹۷ تا ۱۴۰۳) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های فراتحلیل نشان داد که هوش مصنوعی در کوتاه مدت (۵-۱۰ سال آینده) حدود ۲۵ تا ۳۰ درصد از مشاغل فعلی را با ریسک بالای حذف مواجه خواهد کرد (اندازه اثر ۶۸/۰+)، در مقابل، حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از مشاغل جدید (که عمدتا در حوزه های داده، تحلیل، و توسعه هوش مصنوعی هستند) ایجاد خواهد شد (اندازه اثر ۵۲/۰+). مهم ترین مشاغل در معرض حذف عبارتند از: مشاغل اداری و دفتری (با ۸۶ درصد ریسک)، خدمات مشتری (۸۲ درصد)، حسابداری و امور مالی روتین (۷۸ درصد)، و تولید و مونتاژ صنعتی (۷۴ درصد). در مقابل، مشاغل با کمترین ریسک حذف عبارتند از: مشاغل خلاق (هنرمندان، نویسندگان، طراحان) با ۱۲ درصد ریسک، مشاغل مراقبتی و درمانی (پزشکان، پرستاران، روان شناسان) با ۱۸ درصد ریسک، و مشاغل آموزشی (معلمان، اساتید) با ۲۴ درصد ریسک (امیری و همکاران، ۱۴۰۰). همچنین، نتایج نشان داد که هوش مصنوعی منجر به قطبی شدگی بازار کار خواهد شد: ایجاد شغل برای افراد با مهارت بالا (توسعه دهندگان هوش مصنوعی، تحلیلگران داده) و افراد با مهارت پایین (خدمات حضوری)، در حالی که مشاغل با مهارت متوسط (اداری، حسابداری، تولید) حذف خواهند شد. از نظر ساختار اقتصادی، هوش مصنوعی بهره وری را به طور چشمگیری افزایش خواهد داد (پیش بینی افزایش ۴۰ تا ۵۰ درصدی در برخی صنایع) و تولید ناخالص داخلی جهانی را بین ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش خواهد داد، اما نابرابری درآمدی نیز به طور قابل توجهی افزایش می یابد (ضریب جینی پیش بینی شده ۰/۰۵ تا ۰/۱ افزایش) (خدابخشی و همکاران، ۱۴۰۲). در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی نه یک «بحران شغلی» محض، بلکه یک «انتقال بزرگ ساختاری» است که نیازمند بازآموزی نیروی کار، بازتعریف نظام آموزشی، و بازطراحی سیاست های رفاهی و مالیاتی است.

نویسندگان

رحیم احمدزاده

کارشناسی مشاوره،دانشگاه آزاد اسلامی واحد مهاباد دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت کسب و کار، استراتژی، دانشگاه علوم و تحقیقات تهران

هادی محمدی

دکترا اقتصاد، دانشگاه آزاداسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران ، واحد تهران مرکز