درباره رابطه هنر و تربیت در مدارس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ESPE02_587
تاریخ نمایه سازی: 25 خرداد 1405
چکیده مقاله:
هنر به عنوان یکی از عناصر بنیادی در شکل گیری شخصیت، تقویت خلاقیت، افزایش توانایی های شناختی، رشد عاطفی و ارتقاء مهارت های اجتماعی دانش آموزان نقش کلیدی ایفا می کند. از سوی دیگر، تربیت در مدارس صرفا به انتقال دانش محدود نمی شود، بلکه فرآیندی جامع برای پرورش انسان هایی متعادل، متفکر، اخلاق مدار و مسئول است. در این راستا، هنر می تواند به عنوان ابزاری کارآمد و موثر در تحقق اهداف تربیتی مورد استفاده قرار گیرد. مطالعات متعدد نشان داده اند که ادغام فعالیت های هنری در برنامه های درسی، همچون نقاشی، موسیقی، تئاتر، داستان نویسی و هنرهای دستی، می تواند موجب تقویت توانایی حل مسئله، بالا بردن اعتمادبه نفس، ارتقاء همدلی و پرورش تخیل در دانش آموزان شود. علاوه بر این، هنر فرصتی فراهم می کند تا دانش آموزان بتوانند احساسات و اندیشه های خود را به شیوه ای سازنده و خلاقانه ابراز کنند. این ویژگی ها هنر را به بستری مناسب برای تربیت روحی، روانی، اجتماعی و حتی اخلاقی دانش آموزان تبدیل می کند. نقش معلم در این میان بسیار حیاتی است. معلمان با درک عمیق از ظرفیت های هنری، می توانند فضایی حمایتی و انگیزشی فراهم کنند که در آن دانش آموزان بتوانند استعدادهای خود را شکوفا کرده و مهارت های زندگی را در قالبی غیرمستقیم بیاموزند. همچنین، هنر می تواند به عنوان پلی میان فرهنگ ها و ارزش ها عمل کرده، زمینه ساز گفت وگو، احترام به تفاوت ها و رشد هویت فرهنگی در مدرسه شود. در مجموع، هنر نه تنها وسیله ای برای آموزش نیست، بلکه خود نوعی تربیت است؛ تربیتی که از دل تجربه های زیبایی شناختی، خلاقانه و انسانی برمی خیزد و دانش آموز را برای زیستن در جهانی پیچیده، متنوع و نیازمند گفت وگو آماده می سازد. از این رو، توجه جدی و هدفمند به هنر در مدارس، ضرورتی اجتناب ناپذیر در راستای تحقق تربیتی جامع و انسانی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان