نوآوری های تربیتی و جامعه شناختی در اشعار حافظ و فردوسی (با تاکید بر عناصر فرهنگی و سیاسی حکومت و جامعه)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 22

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CONFEDUE02_1530

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

ادبیات فارسی به عنوان میراث فرهنگی و هویتی ملت ایران، نقش بی بدیلی در شکل دهی به شخصیت و اندیشه نسل جوان دارد. اشعار فارسی بیشتر به حفظ و تکرار مفاهیم تبدیل شده و از روح اصلی خود که پرورش روحی و روانی افراد بوده است فاصله گرفته است. هدف این تحقیق، بررسی عناصر تربیتی و جامعه شناختی در اشعار حافظ و شاهنامه فردوسی با تاکید بر عناصر فرهنگی و سیاسی حکومت و جامعه که با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای – اسنادی و با رویکردی مقایسه ای انجام شد. داستان های شاهنامه از ابتدایی ترین نوع جامعه بشری یعنی جامعه های شکار و گردآورنده خوراک، شروع شده و کم کم انواع دیگر جامعه در اثر دگرگونی های اجتماعی پدید آمده اند و نیز عناصر فرهنگی جامعه ایران با تکیه بر نگاه انتقادی نسبت به حکومت، هویت ایرانی و نیز مسایل گریبانگیر آن، ادامه می یابد. در مقابل؛ حافظ مسایل اجتماعی و تربیتی را با بینشی عمیق تر مورد بررسی قرار می دهد و به سادگی از کنار آن نمی گذرد. وی در تاملات اجتماعی خود موضوعاتی از قبیل تعلیم و آزادی زن، استعمار، وطن دوستی، انسان دوستی وحدت را مورد توجه قرار می دهد و انسان ها را روح واحدی می داند که با هم برابر و مشابهند. شاعر خود را اصلاح کننده معضلات و مشکلات جامعه می داند و مبنای شعر خود را خدمت به جامعه خویش و در نگاه گسترده تر خدمت به انسانیت قرار می دهد و خواستار احیای حقوق اساسی مردم می شود. حافظ شاعری منتقد و نقادی تیزبین است؛ نقدهای حافظ نقدهایی درونی اند که بیش از آنکه جامعه را مسئول نواقص اجتماعی بداند، خود انسان را به ایجاد نقص های اجتماعی متهم می کند؛ یعنی حافظ نقدهای اجتماعی خود را بیشتر به انسان و رفتار او - که نمود و نماد جامعه خود است - وارد می کند. او انسان را سازنده اجتماع خود می داند و به همین دلیل جامعه را چه مثبت باشد و چه منفی زاییده نوع رفتار افراد همان جامعه می داند.