تجربه زیسته اضطراب آزمون و فشارهای روانی در دانش آموزان پشت کنکوری در سال آمادگی مجدد

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 50

فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICPSE18_016

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

در نظام آموزشی ایران، کنکور فراتر از یک آزمون، به مثابه یک منفذ حیاتی برای تحرک اجتماعی و دسترسی به امتیازات اقتصادی و سیاسی نگریسته می شود. هدف از این پژوهش، واکاوی عمیق و پدیدارشناختی تجربه زیسته دانش آموزان پشت کنکوری از اضطراب آزمون و فشارهای روانی در «سال آمادگی مجدد» بود. این مطالعه به دنبال درک لایه های پنهان عواطف، احساس تعلیق و تاثیر ساختارهای اجتماعی-اقتصادی بر زیست جهان داوطلبانی است که پس از شکست اولیه، مجددا در این مسیر گام برمی دارند. این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۸ نفر (۳ دختر و ۵ پسر) از دانش آموزان و فارغ التحصیلان شهرستان بشاگرد بودند که تجربه زیسته پشت کنکوری بودن را داشتند و با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته بود. داده ها در سه سطح کدگذاری باز، محوری و استخراج مضامین مورد تحلیل قرار گرفتند و برای تضمین اعتبار یافته ها از معیارهای گوبا و لینکلن استفاده شد. تحلیل داده ها منجر به شناسایی چندین مضمون اصلی گردید. در پاسخ به سوال اول، شرکت کنندگان تجربه خود را با مفاهیمی همچون «شوک واقعیت»، «تعلیق هستی شناختی» و روبرویی با «دیوار ذهنی» توصیف کردند که منجر به اختلالات خلقی و افت عملکرد زیستی شده است. در پاسخ به سوال دوم، فشارهای روانی در ابعادی نظیر «بحران استقلال مالی و احساس سربار بودن»، «الزامات جنسیتی (سربازی و ازدواج)» و «کالایی شدن موفقیت توسط موسسات کنکور» تبلور یافته بود. یافته های سوال سوم نشان داد که داوطلبان راهبردهایی از قبیل «تاب آوری مبتنی بر ایمان و تعالی جویی»، «مدیریت اجرایی و برنامه ریزی» و «حمایت های عاطفی خانواده» را برای مقابله با فشارها اتخاذ می کنند. نتایج نشان می دهد که سال آمادگی مجدد، لحظه ای تکان دهنده از رویارویی با «دیگری واقعی کنکور» است که تصویر آرمانی داوطلب از موفقیت را به چالش می کشد. این تجربه ریشه در ساختار نابرابر آموزشی و ضعف ارتباط ارگانیک میان نیازهای عاطفی داوطلب و برنامه های درسی دارد. برای بهبود این وضعیت، ضرورت دارد مراکز مشاوره از مدل های تکلیف محور به سمت «حمایت روان شناختی بستر-محور» حرکت کرده و نهادهای متولی، گذار از «آموزش کالایی» به سوی «آموزش در بستر مهارت های زیستی» را تسهیل نمایند.

نویسندگان

محمدصالح مریدی زاده

۱- کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان، هرمزگان، ایران

اسحق شیرینکام

۲- استادیار گروه آموزش علوم تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

ابوالحسن صیدی زاده

۳- کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان، هرمزگان، ایران

مهدی کمالی

۴- کارشناسی آموزش ابتدایی، دانشگاه فرهنگیان، هرمزگان، ایران