مروری بر نقش آموزش یوگا در ارتقای تصویر بدنی، تنظیم هیجان و باورهای خودکارآمدی زنان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70
فایل این مقاله در 13 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPCEE25_197
تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405
چکیده مقاله:
چکیدهمقدمه: تصویر بدنی، تنظیم هیجان و باورهای خودکارآمدی از مولفه های اساسی سلامت روان زنان به شمار می روند که تحت تاثیر عوامل زیستی، روان شناختی و اجتماعی قرار دارند. در سال های اخیر، رویکردهای مکمل و مبتنی بر ذهن–بدن، به ویژه یوگا، به عنوان مداخله ای غیرتهاجمی و مقرون به صرفه برای ارتقای این مولفه ها مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند. هدف پژوهش حاضر، مروری نظام مند بر نقش آموزش یوگا در بهبود تصویر بدنی، تنظیم هیجان و باورهای خودکارآمدی زنان است.روش: این مطالعه به صورت مروری و با بررسی مقالات علمی منتشرشده در پایگاه های معتبر داخلی و بین المللی (نظیر PubMed، Scopus، ScienceDirect و SID) انجام شد. کلیدواژه هایی شامل «Yoga»، «Body Image»، «Emotion Regulation»، «Self-efficacy» و «Women» در بازه زمانی مشخص جست وجو شدند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، مطالعات مرتبط تحلیل و دسته بندی شدند.یافته ها: نتایج مطالعات نشان داد آموزش منظم یوگا با بهبود نگرش مثبت نسبت به بدن، کاهش نارضایتی بدنی و افزایش پذیرش خود در زنان همراه است. همچنین، یوگا از طریق افزایش آگاهی بدنی، تمرکز ذهن آگاهانه و تنفس آگاهانه، نقش موثری در بهبود تنظیم هیجان و کاهش هیجان های منفی ایفا می کند. علاوه براین، شواهد حاکی از آن است که مشارکت در برنامه های آموزشی یوگا با تقویت باورهای خودکارآمدی، احساس کنترل شخصی و اعتماد به توانمندی های فردی زنان مرتبط است.بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های مرورشده، آموزش یوگا می تواند به عنوان مداخله ای مکمل و موثر در ارتقای سلامت روان زنان، به ویژه در حوزه تصویر بدنی، تنظیم هیجان و خودکارآمدی، مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود در برنامه های ارتقای سلامت روان زنان، یوگا به صورت ساختارمند و متناسب با ویژگی های فرهنگی و سنی طراحی و اجرا شود. انجام پژوهش های مداخله ای با طرح های طولی و نمونه های متنوع تر می تواند به تعمیق شواهد موجود کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ملیکا پرهی
دانشجوی کارشناسی ارشد روان شناسی سلامت، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس، بندرعباس ، ایران
سرور کریمی پور*
متخصص اعصاب و روان - استادیار دانشگاه علوم پزشکی پردیس قشم (استاد مدعو دانشگاه آزاد بندرعباس)، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بندرعباس، بندرعباس ، ایران
کبری حاجی علیزاده
دکترای تخصصی روانشناسی سلامت- دانشیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد واحد بندرعباس