بررسی نظام مند اثربخشی هیپنوتیزم درمانی در مدیریت اضطراب و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلالات مزمن زنان: یک مرور روایتی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 120
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICPCEE25_193
تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405
چکیده مقاله:
اختلالات مزمن زنان، از جمله اندومتریوز، سندرم تخمدان پلی کیستیک، درد مزمن لگنی، ناباروری و اختلالات مرتبط با چرخه قاعدگی، از مهم ترین مشکلات سلامت زنان به شمار می روند که علاوه بر پیامدهای جسمانی، با سطوح بالای اضطراب، تنش روانی و افت کیفیت زندگی همراه هستند. در سال های اخیر، توجه به مداخلات مکمل و غیر دارویی برای کاهش بار روان شناختی این اختلالات افزایش یافته است. هیپنوتیزم درمانی به عنوان یکی از رویکردهای ذهن-بدن، به دلیل ظرفیت آن در تعدیل ادراک درد، کاهش اضطراب، بهبود تنظیم هیجانی و ارتقای سازگاری روانی، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. هدف از این مرور روایتی، بررسی نظام مند شواهد موجود درباره اثربخشی هیپنوتیزم درمانی در مدیریت اضطراب و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلالات مزمن زنان است. در این مقاله، مطالعات منتشرشده در زمینه کاربرد هیپنوتیزم درمانی در زنان مبتلا به اختلالات مزمن زنان از منظر پیامدهای روان شناختی و کیفیت زندگی مرور شده اند. یافته ها نشان می دهند که هیپنوتیزم درمانی در بسیاری از مطالعات با کاهش معنادار اضطراب، بهبود خلق، کاهش شدت درد، افزایش احساس کنترل فردی و ارتقای ابعاد مختلف کیفیت زندگی همراه بوده است. این مداخله به ویژه در شرایطی که اضطراب و درد به صورت هم زمان حضور دارند، می تواند اثربخشی بالاتری نشان دهد. با این حال، ناهمگونی در طراحی پژوهش ها، حجم نمونه محدود، تفاوت در پروتکل های درمانی و کمبود کارآزمایی های بالینی با کیفیت بالا، تعمیم پذیری نتایج را با محدودیت مواجه می کند. در مجموع، شواهد موجود حاکی از آن است که هیپنوتیزم درمانی می تواند به عنوان یک مداخله مکمل موثر در کنار درمان های پزشکی و روان شناختی رایج، در کاهش اضطراب و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلالات مزمن زنان مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، برای دستیابی به نتیجه گیری های قطعی تر، انجام پژوهش های کنترل شده با روش شناسی دقیق تر و پیگیری بلندمدت ضروری است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فاطمه خوشرو
کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، دانشگاه آزاد اسلامی بندرعباس، هرمزگان، ایران