ادبیات کهن فارسی به مثابه منبع بازسازی معنا: تحلیلی روان شناختی از ظرفیت های متون کلاسیک
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 36
فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_HISS-6-76_042
تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405
چکیده مقاله:
معنا در زندگی به عنوان یکی از مولفه های بنیادین سلامت روان، نقش تعیین کننده ای در سازگاری انسان با رنج ها، بحران ها و چالش های وجودی ایفا می کند. در سال های اخیر، رویکردهای معناگرا و روایت محور در روان شناسی بر اهمیت زمینه های فرهنگی در فرآیند معنا بخشی تاکید داشته اند. با این حال، بخش عمده این رویکردها بر منابع نظری غربی استوار بوده و ظرفیت های فرهنگی–بومی جوامع غیرغربی، از جمله ایران، کمتر به صورت نظام مند مورد بررسی قرار گرفته است. ادبیات کهن فارسی، به عنوان یکی از غنی ترین میراث های فرهنگی ایران، واجد نظام های روایی، نمادین و معنایی است که می تواند به مثابه منبعی موثر برای بازسازی معنا و ارتقاء سلامت روان مورد توجه قرار گیرد. هدف مقاله حاضر تبیین و تحلیل ظرفیت های روان شناختی متون کلاسیک فارسی در بازسازی معنا و بررسی نقش این متون در مواجهه انسان با رنج، بحران و پرسش های بنیادین وجودی است. این پژوهش با رویکردی کیفی–تحلیلی و مبتنی بر تحلیل مفهومی، به واکاوی مولفه هایی چون معنا، رنج، امید، هویت و تحول درونی در متون منتخب ادبیات کهن فارسی، از جمله شاهنامه فردوسی و متون عرفانی کلاسیک، می پردازد. چارچوب نظری پژوهش تلفیقی از روان شناسی معناگرا، نظریه روایت و هویت روایی و روان شناسی فرهنگی است. یافته های تحلیلی نشان می دهد که متون کلاسیک فارسی، رنج را نه صرفا به عنوان تجربه ای منفی، بلکه به مثابه بخشی معنادار از مسیر رشد و تحول انسان بازنمایی می کنند. این متون با ارائه روایت هایی از مواجهه فعال با رنج، مسئولیت پذیری اخلاقی و جست وجوی معنا، زمینه بازسازی معنا و تقویت انسجام هویتی را فراهم می سازند. همچنین، ساختارهای روایی و نمادین ادبیات کهن فارسی می توانند به عنوان منابعی همخوان با تجربه زیسته افراد، در فرایند بازنویسی روایت زندگی و افزایش سازگاری روان شناختی نقش ایفا کنند. در مجموع، نتایج این مقاله بر آن است که ادبیات کهن فارسی فراتر از کارکرد ادبی و زیبایی شناختی، واجد ظرفیت های روان شناختی عمیقی برای معنا بخشی به تجربه های انسانی است و می تواند به عنوان منبعی فرهنگی–بومی در توسعه رویکردهای معناگرا و روایت محور در روان شناسی و مشاوره مورد استفاده قرار گیرد. بهره گیری آگاهانه و اخلاق محور از این متون می تواند به غنی سازی مداخلات روان شناختی و ارتقاء سلامت روان در بافت فرهنگی ایران کمک کند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مینا فروتنی
کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی / دبیر ادبیات دبیرستان متوسطه دوم صحت ناحیه ۲ شیراز
اصغر حسن شاهی
کارشناس ارشد روانشناسی / معاون آموزشی دبیرستان متو سطه دوم معارف ۵ ناحیه ۲شیراز