«چگونه توانستم با بهره گیری از فناوری آموزشی و هوش مصنوعی، یادگیری در درس مطالعات اجتماعی را در دانش آموزان دبیرستان شهیدان شیخداد یزد عمیق تر سازم؟»

سال انتشار: 1405
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 41

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF02_804

تاریخ نمایه سازی: 24 خرداد 1405

چکیده مقاله:

درس مطالعات اجتماعی، به منزله حوزه ای میان رشته ای مشتمل بر تاریخ، جغرافیا، تعلیمات مدنی و اقتصاد، نقشی اساسی در پرورش شهروندانی آگاه، نقاد و مسئولیت پذیر ایفا می کند. با این حال، غلبه رویکردهای سنتی و انتقال محور در آموزش این درس، در بسیاری از موارد به یادگیری سطحی، حفظ محوری و کاهش مشارکت شناختی دانش آموزان می انجامد. پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی تعمیق یادگیری در درس مطالعات اجتماعی از طریق به کارگیری هدفمند فناوری های آموزشی و هوش مصنوعی، در قالب اقدام پژوهی و در دبیرستان شهیدان شیخداد یزد انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل ۳۰ نفر از دانش آموزان پایه هفتم و هشتم در سال تحصیلی ۱۴۰۴–۱۴۰۵ بود.به منظور شناسایی مسئله، داده های اولیه از طریق مشاهده مشارکتی، پرسشنامه سنجش نگرش و آزمون های تشخیصی گردآوری شد. تحلیل این داده ها نشان داد که مهم ترین چالش های آموزشی شامل انفعال دانش آموزان در فرایند یادگیری، ضعف در تحلیل روابط علی و معلولی، و ناتوانی در کاربرد آموخته ها در موقعیت های واقعی زندگی است. بر این اساس، با اتکا به مبانی نظری سازنده گرایی، نظریه جذب شناختی و چارچوب تعمیق یادگیری مبتنی بر فناوری (TIM)، برنامه ای عملیاتی و چندمرحله ای طراحی و اجرا شد. مداخله آموزشی بر سه محور اصلی استوار بود: نخست، شخصی سازی فرایند یادگیری از طریق بهره گیری از معلم هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی به منظور ارائه بازخورد فوری و متناسب با نیازهای یادگیرندگان؛ دوم، استفاده از فناوری های واقعیت مجازی و واقعیت افزوده برای ایجاد تجربه های یادگیری غوطه ورانه در زمینه مفاهیم تاریخی و جغرافیایی؛ و سوم، به کارگیری ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی برای تحلیل داده ها و بصری سازی مفاهیم انتزاعی. در این فرایند، فناوری نه به عنوان جایگزین معلم، بلکه به مثابه ابزاری شناختی در خدمت تقویت تفکر انتقادی، تحلیل و حل مسئله به کار گرفته شد. پس از اجرای مداخله در یک دوره ۱۲ هفته ای، داده های پس آزمون با استفاده از همان ابزارها گردآوری و با داده های اولیه مقایسه شد. یافته ها نشان داد که میانگین عملکرد دانش آموزان در سطوح بالای حیطه شناختی بلوم ۳۵ درصد افزایش یافته، میزان مشارکت فعال و کنجکاوی آنان ۵۰ درصد رشد کرده و سطح اضطراب و انفعال در کلاس به طور محسوسی کاهش یافته است. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که تلفیق آگاهانه، هدفمند و اصولی فناوری های آموزشی و هوش مصنوعی در تدریس مطالعات اجتماعی، می تواند زمینه ساز گذار از آموزش مبتنی بر انتقال اطلاعات به یادگیری عمیق، معنادار، پایدار و تجربه محور باشد.

نویسندگان

نگار کاظمیان

دبیرعلوم اجتماعی،آموزش و پرورش ناحیه یک، یزد،ایران